الشيخ رسول جعفريان
979
رسائل حجابيه (فارسى)
پس از اين روايات كه در مقام جلوگيرى از قرقگاه و حفظ حمى وارد گشته ، به خوبى شخص منصف مىفهمد حرمت كشف حجاب را به طريق اولى ؛ و محقق است در نزد هر شخص عاقل غير جاحدى عدم رضاى شارع مقدّس اسلام به بىپردگى و بدون نقاب بودن زنان ؛ و شبههاى نيست كه اين علل و مفاسد متوهّمه در اين امور كه شارع نهى فرموده در كشف حجاب و بىپرده بودن زنان دوچندان بلكه به اضعاف مضاعف موجود است نه به نحو احتمال و گمان بلكه به طريق قطع و يقين ، نسبت به زنان امروزه و شاهد بر اين مدّعا وجدان است . چه خوش گفته سيد عبد الكريم اميرى فيروزكوهى در كتابى كه مسمّى به عفافنامه است اين اشعار را : اى زن اى سرو ناز و باغ وجود * نور بخشندهء چراغ وجود اى به تو زنده جان ، خُرد و كلان * وى به ديدار تو ، دلان حيران در رفاه از تو دورهء آدم * در تعب بىتو هركه در عالم بر تو قائم نظام هستى ما * در تو ظاهر خداپرستى ما جان ما زنده در محبّت تو * دل ما شادمان به صحبت تو عشق تو اصل زندگانى ما * وصل تو عيش جاودانى ما از وجود تو بود ما پيدا * قدر تو از وجود ما پيدا زندگى هرچه مختصر گذرد * بىتوان به كه زودتر گذرد تا تو ما را نگاهبان باشى * راحتافزاى جسم و جان باشى بارى اى آيت جمال الله * وى نمايندهء جلال الله اى هنربخش دختر و پسران * وى مهين رهنماى تو سفران تا تو در راهِ خير پيش روى * راسترو باش تا ز ره نروى پاكى اندوز و راستى آموز * بعد از آن هرچه خواستى آموز آنكه مذهب نهاد و آيين كرد * راستى را ملازم دين كرد خانهء دل ز غير شو پرداز * از همه كارها به دو پرداز روى از غير شوى خويش بپوش * جان فداى تو ، روى خويش بپوش زان كه تا رخ ز پرده برفكنى * پرده از روى شرم برفكنى گر شوى عيشجو و عشرتخواه * جان به انواع فسق كرده تباه آرى آن زن كه بىحجاب آمد * عاقبت خانمان خراب آمد بلكه از رخ چو پرده بردارد * يك جهان فتنهها ز پى دارد دفع چادر قرين جمعيت است * جمعيت هم بلاى عافيت است لا بد آن زن كه روى خويش گشاد * پاى خواهد به هر كجاى نهاد