الشيخ رسول جعفريان

961

رسائل حجابيه (فارسى)

سر برداشتند و داخل در ادارات و يا كارخانجات و غيره شدند ، لا بد نصف ديگر از جامعهء ملّت بايستى بروند در خانه‌ها بنشينند و جزء مردان فلج گردند ؛ در حالتى كه نه خانه‌دارى از آن‌ها برمىآيد و نه بچه‌دارى ؛ و نه وضع حمل مىكنند براى ملّت و نه شير دارند كه بدهند به اطفال رعيّت ؛ مگر آن‌كه فرض شود نظام طبيعت برهم خورده و وضعيت انسانيّت و بشريّت منقلب شده ، مردان چندى براى خاطر دل شما متمدّنين زن شوند و در خانه‌ها بمانند و يا همگى جنس بشر منقلب به حيوانيّت گردد و مانند گوسپندان و حيوانات زندگانى انسان محتاج به سر و سامان و خانه و تنظيمات كاشانه نباشد . آن هم به مراتب فسادش بيشتر خواهد شد . مفسدهء سى و هفتم : هرگاه فرض كرديم ، خانم‌هايى كه وارد در اجتماعات و داخل در ادارات شدند با يك صد و يا دويست تومان حقوق مردان نه بلكه با پانصد تومان در هر ماه استخدام شدند ، و به درد ملّت هم خوردند ، و براى تنظيمات داخلى هم مستخدمين و مستخدمات فراهم نمودند ، از نوكر و لله و طبّاخ و رخت‌شو و دايه ؛ بايد اوّل هر برجى عايدى خود را كاملا تسليم به آن‌ها نموده و در آخر سال هم مقروض آن‌ها شده ؛ با اين بيكارى و فقر و پريشانى ملّت ؛ و اين در صورتى است كه خانم‌ها آراسته به كمالات و دانش و علوم بوده باشند ؛ و هرگاه چادر برداشتن و بىحجاب شدن آنان جز وارد شدن در سينماها و تئاترها و گز كردن خيابان‌ها تا يك بعد از نصف شب و چشمك زدن با جوان‌ها و صيّادى و شيّادى و يا دزدى در دكان‌ها ثمرى نداشته و كار ديگرى از آن‌ها ساخته نباشد ، چه اصرارى است كه آقايان وطن‌پرست دارند . كجايند اهل علم و دانش ؟ مگر مردند اهل انصاف و بينش تا تصديق اين عرايض بنمايند و اندكى تأمّل فرمايند . مفسدهء سى و هشتم : آن‌كه زن خانه‌نشين و محجوبهء مستتره ، طبيعتا مهربان به شوهر و مال شوهر و اطفال او شود و حافظ هريك باشد در حدّ امكان ؛ و چه بسا ديده شده خود را در زمينهء مهربانى و عاطفه به مال و متعلّقات و اولاد شوهر فانى نموده‌اند ؛ و لا يزال به انتظار قدوم شوهر به پرستارى اطفال و حفظ خانه و اموال نشسته ، چشم به راه ؛ و پس از ورود شوهر با يك طلاقت وجه و حسن منظرى او را استقبال نموده و هر دو بر يك بساط نشسته با نهايت نيك‌بختى و سعادت زندگانى را به پايان مىرسانند . و اما زن بىحجاب و گيرندهء رفقا و مترس و احباب ، وقتى آشنا شد با هر بيگانه و مشغول گرديد به هر فعل و شغلى كه مختصرا براى او عايدى داشت ، اوّلا علاقه و دلبستگى او به شوهر و خانه كم مىشود ؛ و ثانيا حريص مىگردد در جمع نمودن مال ؛ و تمامى همّش آن است كه از ثروت شوهر بكاهد و چه بسا برساند شوهرش را به حدّ نابودى و فنا و با جوانان مشغول شود به معاشقه ؛ و زنانى [ كسانى ] را بهتر از جفت خود طلبد و پس از مراجعت از