الشيخ رسول جعفريان
946
رسائل حجابيه (فارسى)
و در چند موضع و جملهاى از آن حديث دلالت كامله است بر حكم به وجوب حجاب زنان و حرمت نظر مردان به نامحرمان از ايشان . و او چنان است كه در كتاب دار السلام مرحوم مبرور محدّث مشهور حاج ميرزا حسين نورى نوّر الله مضجعه از صفحه 207 شروع شده ؛ و ترجمهء او به نحوى كه خواهرانم استفاده كنند اين است كه ، پس از ذكر مستند و بيان مأخذ و روات خبر مىفرمايد : حولاء زنى بود عطّاره براى خانوادهء رسالت صلى الله عليه و آله و سلم ؛ روزى از روزها شوهرش او را در مورد و موضوعى امر به معروف نمود ؛ شوهر را بىاعتنايى كرده و مردودش فرمود . شبانگاه چون شوهر از در درآمد ، غضبناك بر او بود و چون برخاست روانه مسجد شود ، براى اتيان فريضهء عشائين ، حولاء برخاست در تعاقبش روانه گرديد . شوهر اعراض نمود . خود را با عجله به شوهر رساند ، شروع كرد به بوسيدن دست و سر شوهر ؛ باز هم اعتنايى نكرد . حولاء دانست شوهر بر او خشمناك گشته ؛ از اضطراب و ترس عذاب خداى ربّ العالمين لطمه بر صورت خود زد ، به حدّى كه صورت خود را مجروح نمود . پس شروع كرد به سخت گريستن و در اين حال دل و بدنش چون بيد به خود لرزيدن گرفت از خوف و ترس خداى منتقم و وحشت از آتش جهنّم و اضطراب روزى كه وضع شود موازين و ترازوهاى عدل الهى و باز شود نامههاى اعمال بندگان گنهكار ياغى و وحشت از عذاب مالك روز جزا و حساب . شوهر روانه به سمت مسجد شد با همين حال ؛ پس حولاء آمد و شيشهء عطر و اسباب زينت خود را فراهم آورد . پس خود را زينت نمود و معطّر كرد ، مانند عروس در شب زفاف براى رفتن در حجلهگاه نزد شوهرش ؛ شوهر چون وارد شد در فراش ، حولاء خود را در رختخواب نزد شوهر رساند و وارد در رختخواب گرديد . لحاف را هم بر روى خود و شوهر كشيد ؛ خود را هرچه عرضه داشت بر شوهر ، اعراض شوهر زيادتر شد تا آنكه خود را بر روى شوهرش افكند و شروع نمود به بوسيدن صورت و پيشانى شوهر خود و او صورت برگرداند ؛ پس حولاء شروع كرد بلند بلند به گريه و بسيار سخت گرديد بر او ناله و اندوه از ترس خدا و وحشت از عقاب ؛ و فزع و جزع نمود از آن آتشى كه هيزم و آتش گيرهء او بنى نوع انسانند از مرد و زن و سنگ كبريت و تا به صبح از ترس خدا خواب نرفت . و آن شب در نظر حولاء چون روز قيامت شد در طولانى بودن و هولناكى كه مباد مستوجب غضب خدا واقع گردد براى غضبناكى شوهرش . چون صبح پديد آمد ، چادر حجاب بر سر و برقع و نقاب بر رو افكند و متوجه خانهء رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم گشت و بر در خانه كه رسيد ، شروع كرد به سلام نمودن به اين طريق : السلام عليكم يا آل بيت النبوة و معدن العلم و الرسالة و مختلف الملائكة ؛ آيا اجازه مىدهيد مرا در دخول بر خود ! خداى رحمت كند شما را . امّ سلمه شنيد صداى حولاء