الشيخ رسول جعفريان

942

رسائل حجابيه (فارسى)

نقل فرموده كه اجازه گرفت ابن امّ مكتوم و او شخصى بوده كور از اصحاب كه بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد شود ، درحالىكه در نزد پيغمبر عايشه و حفصه نشسته بودند . پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود به آن دو نفر زن : برخيزيد برويد در ميانهء حجره ؛ يعنى مستوره كنيد خود را . عرض كردند يا رسول الله ! اين شخص اعمى است . پس فرمود : هرگاه او نمىبيند شما را ، شما كه مىبينيد او را ؛ « 1 » يعنى نظر نمودن شما را بر او داراى خطر و محذور است . از جمله در مكارم الاخلاق است از امّ سلمه كه گفت : خدمت پيغمبر بودم ، درحالىكه در نزد او بود ميمونه . پس ابن ام مكتوم وارد شد ؛ بعد از آن‌كه امر فرموده بود پيغمبر ما را به حجاب ؛ پس فرمود حجاب كنيد . عرض كرديم : يا رسول الله ! آيا ابن ام مكتوم كور نيست كه نبيند ما را ؟ پس فرمود : آيا شما هم كوريد ؟ آيا نمىبينيد او را ؟ . « 2 » مخفى نماند كه اين دو خبر اقوى دليل و اوضح برهان و مدرك است بر وجوب تستّر و شدّت مبالغه و اهتمام شارع در امر حجاب ؛ زيرا از وجوهى اين دو خبر دليل مىشود بر مدّعا : اوّلا : امر فرمودن آن حضرت كه برخيزيد و داخل خانه شويد ؛ حقا دلالت تامّه دارد بر اهميّت مسألهء حجاب ؛ زيرا نفرموده همين جا كه نشسته‌ايد ستر كنيد ، بلكه مىفرمايد : برويد در ميانهء حجره تا آن‌كه هيكل و بدن شما هم در چادر مختفى و مستور باشد از حضور در مجلس مرد نامحرم ؛ و لو اعمى است ، تا چه رسد به حجاب نمودن . و ثانيا : كلام عايشه و حفصه كه عرض مىكنند : اين مرد كور است . از اين كلام چنين فهميده مىشود كه حجاب از نامحرمان بيناى بصير نزد زنان عصر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم وجوبش ارسال مسلّم و محتاج به بيان نبوده . و ثالثا : تقرير نبى صلى الله عليه و آله و سلم به اين‌كه قول شما صحيح است ؛ خود حجّت قاطعه است بر وجوب حجاب زنان از نامحرمان . چهارم : فرمايش پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم « احتجبا » امر فرمود به احتجاب بعد از امر نمودن به قيام به عنوان تأكيد و خود اين امر حقيقت در وجوب است ؛ اگرچه مجرّد باشد از قراين ؛ پس چگونه خواهد بود ، هرگاه محفوف شود به قراين و قراين هم در كلام موجود است كمالا يخفى . پنجم : در خبر دلالت تامّه است بر حكم مرد اجنبى در فرض بينايى به طريق اولى .

--> ( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 98 ( 2 ) . وسائل ، ج 20 ، ص 232 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 233