الشيخ رسول جعفريان
933
رسائل حجابيه (فارسى)
مفسدهء بيست و چهارم : گوش فرادهيد عزيزانم ، مىخواهم يك دو جمله و فرازى از تاريخ رومان در مقابل شما خواهرانم بخوانم كه موجب عبرت و بصيرت شما گردد . « 1 » رومانىها در عصر شوكت خود در اول جمهوريت ، به حد كمال اهتمام به حفظ قانون حجاب داشتند ؛ برحسب قول مورّخين كه از مستندات معتبره نقل كردهاند ، ملل بزرگ دنيا كه در آن عصر تمدّن كامل در ميانهء آنها بود ، احتياج به قانون حجاب را در شرافت و سعادت جامعه احساس نموده و كاملا اهتمام به او داشتند . كلّيهء اعمال بشر چه مادى و چه ادبى ، منوط به دو قوّهء كامله است : قوه عقلانيه و قوّه نفسانيه ؛ به حكم قوّهء عقلانيه و به شهادت تاريخ ، ملل متمدّنه از قديم زمان پس از احساس احتياج محض ، به شرافت و سعادت جامعهء خود ، قانون حجاب را حفظ نموده و بدين وسيله از فساد اخلاق و اختلال نظام هيئت اجتماعى ايمن بودند ؛ و عفّت و تعالى و شرف نصيب آنان بود . از حوادث تاريخيّه واضح و آشكار مىگردد كه از عاملهاى قوى زوال يك ملت از صفحهء عالم ، فساد و انحطاط اخلاقى آن ملّت است و از مهمترين موجبات فساد بهطورى كه ثابت و محقق گشته يكى رفع حجاب و اختلاط جنسين مرد و زن است ؛ و بزرگترين شاهد تاريخ دولت رومان قديم است . [ حكايت از اين قرار بود كه ] دستهاى از مهاجرين از ترواد هجرت و در يك شبه جزيرهاى از قطعهاى اروپا يعنى ايتاليا قرار گرفته ؛ به مرور ايام عدّهء ايشان زياد شده به شجاعت و شهامت و ثبات ذاتى شروع به جهانگيرى كرده ؛ به آسيا و آفريقا تجاوز نموده ؛ دولت رومان را تشكيل دادند ؛ و اين نيروى شجاعت را يك قوّهء ادبى ديگر يعنى مجلس تشريعى كه واضع قوانين و حافظ سياست مملكت بود ، امداد مىكرد . مملكت به واسطهء اين دو قوّه كه باعث زندگى هر مملكت است ، از دورهء طفوليت سير تكاملى خود را نموده و به دور جوانى رسيده ، مؤلّفين و مصنّفين و فيلسوفها و شعرا و قانونگزارها مانند كواكب درخشنده در افق مملكت رومان طلوع نموده ؛ چيزى نگذشت كه مملكت رومان ، مشرق علم و عرفان گشته و اشعهء خود را در اطراف دنيا منتشر مىساخت و زمام عالم را به دست گرفت . اين تعالى و ترقّى وقتى بود كه عاملهاى فساد اين جامعه را مريض نكرده بود ؛ زنهاى رومان در پس پردهء حجاب و عفّت و حيا مىزيستند . دائرة المعارف قرن 19 مىنويسد : دور انحطاط و خرابى رومان ، زمانى شروع شد كه عنصر خسيس ، يعنى مردها ، زنها را از پس پردهء حيا و احتجاب خارج نمودند و در مجالس لهو و لعب و فسق و طرب
--> ( 1 ) . اين مطالب در اصل از رسالهء فلسفة الحجاب ابو عبد الله زنجانى است كه مؤلف به احتمال ، به واسطهء وسيلة العفايف آنها را نقل كرده است .