الشيخ رسول جعفريان

929

رسائل حجابيه (فارسى)

ايجاد نموده ؛ از اين جهت حرص مردها به آب و گل است ؛ يعنى شوق آن‌ها به آباد كردن زمين و ساختن عمارات و ابنيهء محكم آهنين و احداث ضياع و عقار و قنوات و ايجاد مزارع و دهات ؛ ولى حرص زنان جلب خاطر مردان است و دواى ايشان حبس كردن آن‌هاست در خانه‌ها تا هيچ مردى را نشناسند و هيچ مردى هم آن‌ها را نبيند ؛ پس هرگاه حبس ايشان اين اندازه اهميت داشته باشد در نظر صادع اسلام ، بنابرين چگونه وجوب حجاب در نزد عاقل مورد شك و ترديد خواهد بود و مقصود و غرض از حبس در خانه ، پرواضح است كه مطمح انظار اصحاب و فجور مطمع شهوت‌پرستان شرور واقع نشوند و چندان شارع در صيانت و حفظ زنان كوشيده ، حتى با چادر و حجاب هم ، هرگاه از خانه بيرون روند كراهت دارد و نشستن در كنج خانه را براى زن ترجيح داده است . طائفه دهم : اخبارى است كه نهى فرموده در آن اخبار از اطاعت نمودن شوهران زنان خود را در امورى چند . از جمله در كافى است از حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : هر مردى كه اطاعت نمايد زن خود را ، خدا آن مرد را به رو به آتش جهنّم مىافكند . عرض شد به حضرتش : چه چيز است مراد از اين اطاعت ؟ فرمود : طلب نمايد زن از شوهر خود رفتن در حمام‌ها . « 1 » معلوم است مراد حمام‌هايى است كه موجب فتنه و خوف وقوع در محذورى باشد و عروسى خانه‌ها و عيدگاه رفتن ؛ يعنى ديدوبازديد عيد و عزاخانه‌ها و گرفتن لباس‌هاى نازك ؛ پس شوهر اجابت نمايد آن زن را . و در روايت ديگر است : كسى كه اطاعت نمايد زن خود را در چهار چيز ، خدا او را بر صورت و دماغش بر آتش مىافكند . پس مثل روايت سابقه بيان فرموده . و مثل اين دو خبر در ثواب الاعمال و خصال و غير آن‌ها بسيار است . پس هرگاه خداى متعال براى ترخيص و اجازه دادن در اين امور ، اين‌گونه تهديد و توعيد به آتش جهنم فرمايد ، چه خواهد كرد خداى قهّار با مردى كه عيال خود را رخصت داده با صورت زينت كرده ، گشاده در خيابان‌ها دست در دست خوكان و يا در گردن شهوت‌پرستان قدم زند و يا به كمند ابرو و تير مژگان صيّادى جوانان نمايد و جميع وسايل فحشا و منكر را هم شوهر فراهم آرد . و عجب در اين است كه باز هم اين زن و مرد خود را زن و مرد مسلمان در جامعه معرفى نمايند . مكه و كربلا و حضرت رضا عليه السلام هم بروند ، و خجالتى هم نكشند . و بالجمله رفتن زنان را شارع مقدّس در مواضع مذكوره ، چون احتمال فساد در او بود ، منع فرمود ؛ پس سفور و بىحجابى كه به درجات ، اقرب به فجور و شرور است ، به طريق اولى بايد ممنوع باشد .

--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 115