الشيخ رسول جعفريان

927

رسائل حجابيه (فارسى)

پهلوانى از قبيل تنكه پوشيدن و كمربند بستن و يا پيراهن بىآستين و يا در مجامع عمومى و مجالس مردان و در معارك و مهالك حاضر شوند كه شايد پهلوانان و شجعان از مردان حاضر نشوند ؛ زيرا آن‌ها عقل دارند ؛ ولى زن فقط حجاب و حياى او مانعش بود . وقتى اين هم رفت ، عقل هم كه در ايشان از قبيل سالبه بانتفاء موضوع است ؛ پس مقتضى براى قهرمانيّت موجود و مانع هم مفقود خواهد بود ؛ در اين وقت كاملا بر ضرر خود و جامعه بلكه يك ملت نجيب و مملكت آرام منظمى قيام خواهد كرد . نظامات دنيويه و اخرويّه را منقلب و واژگون مىنمايد . و سابعا : قوله عليه السلام « و لا تعد بكرامتها . . . » يعنى هرگاه عيال تو بر خود باليد و نفس خود را بزرگ شمرد ، اين معنى موجب غرور تو نشود ؛ بايستى از او جلوگيرى نمايى و چشم او را از نامحرمان بپوشانى و نگاه بدارى او را در حجاب كه اين معنا به سلامت نزديك‌تر است . و ثامنا : فرمايش حضرت كه مىفرمايد : « و لا تطمعها فى أن تشفع لغيرها فيميل عليك . . . » يعنى به طمع نيندازى عيال خود را كه قبول نمايى شفاعت او را دربارهء مردى اجنبى ؛ زيرا اگر چنين كردى ، بسا باشد كه آن مرد اجنبى وقتى اطلاع يافت قلبش به زنت مايل گردد ، و دوستى پيدا كند ، و با عيال تو رفيق ( و خدن يعنى مترس ) و دوست در خلوت شود ، و بر ضرر تو قيام نمايد ؛ پس نگاه‌دارى نفس خود را از قبول شفاعت آن زن به حال تو نيكوتر خواهد بود ؛ زيرا تو را صاحب اقتدار و قابليّت و عظمت مىداند ، و نظرى به ديگران ندارد . از اين جهت خايف است كه بر خلاف تو قيام نمايد ، و اگر عيال تو به چشم بزرگى به تو بنگرد ، بهتر است براى تو تا آن‌كه تو را خوار و بىاعتبار و در انظار بىوقع و مقدار ببيند . و تاسعا : قوله « اياك و الغيره . . . » يعنى بپرهيز از اين‌كه در غير مورد غيرت به كار بندى ؛ زيرا اين عمل باعث مىشود كم‌كم چشم و گوش عيالت باز و پر مىگردد ؛ و در نظرش تدريجا معاشرت با بيگانگان سهل و آسان نمايد ؛ هرگاه سالم از همه معايب باشد ، اين عمل او را بالمآل خراب خواهد كرد و لكن چشم تو بايد متوجه به زنان خود باشد ، و اگر عيبى در آن‌ها ديدى ، آن عيب را بزرگ شمار و در مقام مجازات و عقوبت و تأديب خود را نگاهدارى نما و طريق عدل و انصاف را ملازم باش . آمّنا باللّه و صدّقنا برسوله و أوصياء رسوله و صلّى الله عليهم اجمعين . اى دختر پريوش و اى ماه نازنين * اى مه ز باغ حسن تو گرديده خوشه‌چين تو در حجاب همچو گل نوشكفته‌اى * كو را هزار آفت وى بود در كمين زينهار بر مگير ز صورت نقاب را * تا از غبار ، پاك بماند تو را جبين آن كس كه گفت خير تو اندر حجاب نيست * بىشك نباشد همچو كسى ناصح و امين