الشيخ رسول جعفريان
877
رسائل حجابيه (فارسى)
مسعود خان شريف كه متخصّص در معالجهء امراض مقاربتى است ، اظهار مىدارد كه از جوانها هر صد نفر هشتاد و پنج نفر مبتلى به سوزاك و صدى پنجاه مبتلا به سفليساند و بسيارى در نتيجهء عوارض سوزاك و ورم بيضه از اولاد محروم مىشوند . فكر كنيد كه اين اشخاص مىخواهند رجال آتيهء اين ملت و پدران آينده اين مملكت باشند . « 1 » در هرجامعه روح دانايى و توانايى را جوانها حافظ و نگاهدارند ؛ وقتى جمعى براى ارتكاب اعمال منافى عفّت ساعات روز و شب و عمر عزيز را صرف خودسازى و رقاصى و هرزگى و عياشى و گمراه نمودن مخدرّات نمايند ، پيشبينى آتيهء نژاد ايرانى و مخصوصا پاىتخت همايونى را خوب مىتوان كرد ؛ زيرا در آتيه ، نژاد ما از اين زن و مرد فاسد مبتلا به انواع مرض پيدا مىشود . ملاحظه فرماييد مولود اين امراض ، قطع نظر از اين زياد بودن بلكه تخم هزار تخمه چه خصايصى دارند . با وضعى كه پيش مىرويم ، در آينده نزديكى جز عدهء قليلى زن و مرد مفلوج و ديوانه و يا كر و كور و وحشى بيگانه از همه امور نخواهيم داشت ؛ بعضى تصوّر مىكنند كه اين امراض قابل علاج است ؛ اين تصوّر ناشى از جهل به طبّ و كاملا اشتباه است ؛ زيرا ميكروب سفليس وقتى در خون انسان قرار گرفت ، ديگر خارج نخواهد شد ؛ و هنوز دوايى كه كاملا ضد اين ميكروب باشد كه قلع ماده كند ، فراهم نيآمده و اين آمپولها و آنژاكسيونها مخدّر و تسكين دهنده است . آثار او و لو در نسل آينده باشد ، قطعا ظاهر خواهد شد . پس چرا بايستى انسان متمدّن و دانشمند با كلّه با فكر متجدّد در مرگ خود و نژاد آينده اين قدر عجله كند ؟ مگر تمتّع و لذّت از طريق ازدواج ممكن نيست ؟ اين جوان متجدّد با علم تحصيل كرده تا چهاندازه بايستى دنىّ الطبع باشد كه دست در آغوش زنان هرجايى نمايد . شما متجدّدين ايران كسانى هستيد كه آب را مىجوشانيد و با كارد و چنگال مىخوريد ؛ در آب كر نمىرويد ، مىگوييد ميكروب دارد ؛ زير دوش را ترجيح مىدهيد ؛ پيشمانده يك نفر متديّن پاكيزهء دست شسته را اجتناب مىكنيد ؛ لقمهء نانى از دهان مسلمانى افتاد ، طبع شما قبول نمىكند و نخواهيد خورد . يك چنين زن دوّار و چنين مبال عمومى سيّارى را چگونه اصرار داريد با هيچگونه ملاحظه و پروايى بدون كارد و چنگال ، خود را در كام چنين اژدها و افعى جرّار و در چنگال چنين درّندهء خونخوارى مىافكنيد . اى جوان نادان ! وقتى جوانى از دست رفت ، مريض و ناتوان گشتى ، ديگر جبرانى ندارد . براى دو روزهء عياشى و شهوت پرستى ، شخص دورهء زندگانى خود را تباه و دنيا را در نظر خود ظلمانى و سياه نمىكند . اين
--> ( 1 ) . وسيلة العفايف يا طومار عفت ، ص 101