الشيخ رسول جعفريان

866

رسائل حجابيه (فارسى)

تبرّج و اظهار زينت است ، فرمود ؛ پس پرواضح و هويدا است كه هرگاه نهى از اين معنا شود به اين جهت و علّت نهى از سفور و كشف ستور به طريق اولى بايد بشود و حجاب دستور باشد ، فهو المطلوب . در كتاب روح التمدن فرمايد : « 1 » نظرى نما و ببين كه خداى هادى علّام و راهنماى انام چه درجه اهتمام فرموده براى حفظ اين قارورهء لطيف از شكستن و اين ريحانه از زير دست و پا رفتن و پژمرده گشتن ؛ فلذا خداى رحيم و شارع حكيم ، نشستن و قرار گرفتن در خانه را برايش در بادى امر اختيار نموده و در موقع لزوم خروج از منزل و خانه و چشم‌پوشى و غضّ بصر از اجانب و بيگانه را فرض فرموده و همچنين واجب نمود براى او ستر زينت و حفظ صدا و صوت را در گفتار و نرمى و آرامى در حركت و رفتار و مراعات حيا و حجاب و پوشيدن البسهء غير رقيقه را ؛ علاوه مستوره نمودن خود را با جلباب و خمار ؛ و اين احكام و دستورات مناسب مقام او اعتبار گشته تا دست بيگانگان و اغيار و ديدهء خيانت آثار نظّار از آن مجمع محاسن و گلزار رخسار ، كوتاه و ديدهء جنايت‌كاران خاضع و خاكسار شود و طمع در پستهء دربسته و سيب صورت برجسته و ترنج خسته و حقّه ناف سربسته و موهاى مجعّد سرشكسته آن دوشيزگان پاشكسته ننمايند و گنجينهء شرافت و عفّت آنان را نگشايند . بعدا در ذيل آيه ، خدا مىفرمايد : بايد همه شماها توبه كنيد و بازگشت بسوى او نماييد اى جماعت مؤمنين ، شايد كه به رستگارى دارين نايل گرديد . چه خوش سروده وافى عراقى : معنى ناموس چيست روى نهان داشتن * پردهء عفّت زدن حفظ روان داشتن عصمت و ناموس ما به مسلك هوشمند * گنج بود گنج را به كه نهان داشتن اى كه تو را آرزوست به كشف ناموس خويش * پرده‌درى نارواست پردگيان داشتن مگر كمى از وحوش نگر به حال طيور * پند بگير از خروس پاس زنان داشتن قصّه ناموس و غير چو برق با خرمن است * خرمن خود را مخواه برق يمان داشتن تا نگمارى نظر دل نكند آرزو * گرسنه كم‌طاقت است ديده به نان داشتن آئينهء بىحجاب به طبع گيرد غبار * خوش بود آئينه را پرده بر آن داشتن منع تماشاچيان گر نكند باغبان * مىنتواند به باغ سرو روان داشتن گر بگشايى درى ز خانهء مفلسان * دگر مدار اين اميد به خانه خوان داشتن غنچه به باغ ايمن است تا بود اندر حجاب * آفت جان و دل است چهره عيان داشتن مرد و زن اجنبى چو آتش و پنبه است * جمع به يك جا دو ضدّ نمىتوان داشتن كشف حجاب زنان بارى باشد گران * دور ز غيرت بود بار گران داشتن

--> ( 1 ) . مدينة الاسلام روح التمدن ، ص 46