الشيخ رسول جعفريان

855

رسائل حجابيه (فارسى)

كند ؛ خصوص از زن ؛ براى آن‌كه هيچ‌وقت زن در كمال و عقل و بسيارى از حيثيات به مرتبه و درجهء مرد نرسيده و نخواهد رسيد ؛ گرچه جمعى بر آنند كه انسان منزّه و خيرخواه و نيك فطرت و پاك است . ليكن عقيدهء قاسم امين كه يكى از نويسندگان مصرى است ، كتابى به اسم تحرير المرأة منتشر نموده و آن فيلسوف عرب كه حامى زنان بوده ، انسان را زشت خو و خونخوار و ديو منش و بدخواه و ستمكار مىداند ، از قديم الايّام حتى در ظهور اسلام هم در مشرق زمين ، زن هميشه در شرايع سابقين به مرتبهء مرد نمىرسيده ؛ پست و بىمدرك به شمار مىرفته و عزم و جزم و ثبات قدم و جزمش ناقص‌تر و ضعف قوا و قصور در ديانت و قلّت عقل و ادراكش مشهود و مشهور بوده . و پس از ظهور دولت اسلام و مشاهدهء سلوك مردان جاهل با زنان بيچاره و معاينهء آن حالت ذلّت‌انگيز و فلاكت‌خيز نظر به اشتدادى كه در تسخير و استرقاق زن در ملل متوحّشه بوده ، اعراب جاهليت را از دختركشى قرآن به كلى منع نمود و مقام زن را در جامعه مدام به مردان معرفى فرمود ؛ قواعد و قوانينى محكمه نهاد تا زنان را از گمنامى بلكه بدنامى رهايى بخشد و از حضيض ذلّت به اوج حريّت و عزّت برساند . حدود زن را معين و تكاليف او را مشخص و به قدر قابليّت و استعدادى كه در زنان ديد ، آن‌ها را متخصّص به خصائص و متنعّم به نعمى فرمود كه مردان از آن نعمت‌ها بىبهره و زنان از آن موهبت‌ها در رفاه تا در هيئت اجتماعيه به سهولت و آرامش و شرافت زندگانى كنند . از اين وقت زن مقامى يافت و حقوقى به دست آورد و قانون اخلاقى اسلامى شرع اسلام امر به رفق و خوش‌رفتارى با زن‌ها را بيشتر از مردها نمود . زن در تحت لواء و پرچم اسلام حقوقش محفوظتر و از زندگانى و عمرش محظوظتر و اين خود واضح و بديهى است به نحوى كه دين مقدّس اسلام و احكام و قوانين آيين محكم حضرت خير الانام حافظ و نگاهبان حقوق نسوان بوده ، هيچ دينى تا به حال به اين پايه مراعات ننموده ، گرچه تمامى شرايع و اديان از طرف پروردگار لطيف مهربان است . و اما موقعيت زنان نزد يهود در كتاب روح التمدن مىفرمايد ، به يهود نسبت داده شده كه پدر در صورت فقر و استيصال ، حق فروش دختر دارد و در شريعت مانى و هندوستان زن را تابع شوهر و بعد از شوهر تابع اولاد شوهر و اگر شوهر بىاولاد بود ، تابع بستگان نزديك شوهر قرار مىدادند ؛ و حكم كنيزها را بر او بار مىكردند و در يكى از ادعيهء يهود ، مرد مىگويد : خداوند لا يزال ! شكر مىكنم كه مرا زن خلق نكردى . و اما موقعيت زن نزد رومىها آن است كه احترامى براى زن غير مادر قايل نبودند و در نزد جمله‌اى از مغربيين ، حال زنان حال امتعهء ديگر بوده كه او را مىفروختند و داستان عروسى و جهيزيّه و داماد و مهريه و هدايا و تحف اصلا در ميان نبود و او را ناقص فرض