الشيخ رسول جعفريان

829

رسائل حجابيه (فارسى)

اشعار بروخي در كشف حجاب بگو به مفتى شهر آن‌كه انقلاب كند * حجاب بر سر افعال ناصواب كند چه عيب دارد اگر بىحجاب شد زن من * زن من است و به ميل من اين صواب كند تمام مقصد ما كار كردن زن‌ها است * تو گوى تا زن خود كار با حجاب كند اگر كه شيخ مرا توبه مىدهد ز گناه * بگو به خويش كه خود توبه از شراب كند فداى ملت بيچاره شو بقيّهء عمر * بگو كه آتش دوزخ ترا كباب كند ولى به حمد لله واحدى در مجلهء دعوت اسلامى كه در كرمانشاه طبع گشته ، در شمارهء سال سيم ربيع الثانى ، از آقاى طلوعى اشعار ذيل را در جواب نصيرى بروخى كافر اين اشعار آبدار را نگاشته : صبا بگو به نصيرى كه كم شتاب كند * نظر ز روى تفكر در اين جواب كند نمودم از طرف تو ز مفتى استفهام * گمان نمودمش اينك مرا عتاب كند چه عيب دارد اگر بىحجاب شد زن من * زن من است و به ميل من اين صواب كند فكنده بود سرش را به پيش چشم به زير * براى آن‌كه تدبّر در اين خطاب كند پس از دمى به تبسّم نمود روى به من * بدون آن‌كه به جوش آيد انقلاب كند بگفت از طرف من بگو بروخى را * به شرط آن‌كه به انصاف احتساب كند عيوب كشف حجاب از شمار بيرون است * به حسن فطرت خود گوى تا حساب كند اگر كه مقصد تو كار كردن زن‌ها است * كسى نگفته زن از كار اجتناب كند كدام كار اهمّ از ادارهء منزل * گمان مدار كه بيهوده خورد و خواب كند اگر كه طالب كارى بگو به دولت خويش * براى مردم بيكار فتح باب كند ز علم و تربيت ار دم زنى هزار افسوس * كه جهل مردم ايران جهان خراب كند حجاب داعيهء غيرت است در انسان * خداى پرده‌دران را بدان عقاب كند خلاصه آن‌كه اگر معتقد به قرآنى * به احتجاب خدا حكم در كتاب كند و گر تو ار بشرى ، فطرت بشر هرگز * نشد كه پايهء ناموس را خراب كند و گر خداى نكرده ز آدمى دورى * طيور بين كه چسان جفت انتخاب كند اگر به جفت وى آرد نظر يكى مرغى * به نوك مغز سرش را برون ز قاب كند و گر كه حال بهايم ترا پسند آمد * روا مدار كسى آدمت خطاب كند نظر به قالب صورى مكن كه انسان است * هر آن‌كه كوشش بر رفع احتجاب كند به روح او بنگر كش چو خوك بىباك است * و يا چو كلب عقور است و عاف عاف كند فرنگى ار تو ببينى برى است از غيرت * چو شير خوك خورد خوكى اكتساب كند