الشيخ رسول جعفريان
792
رسائل حجابيه (فارسى)
ندانستند كه مقصود دشمن خيرخواهى و اصلاح نبوده ، بلكه يگانه غرض ، خاموش نمودن علم نورانى و دانش و بينش روحانى [ است ] كه بالاترين قوّه و قوىترين نيرو براى ايرانى مسلمان بود . اين همه فتوحات اسلامى و تمدّن اسلام و عظمت و قدرت مسلمين در زمانهايى بوده كه يك نفر متجدّد فرنگىمآب و عارف به لغات كفريّه در ميانهء آنها نبوده و يكى از مدارس جديدهء بنات و بنين در ممالك مسلمين وجود نداشته ، و يك روزنامه و مجله هم نبوده ، از زمانى كه اجانب بيدار ، انس دادند ايرانى و مسلمانان را به لغات و حركات و عادات خود و آزادى زبان و قلم و نوشتن اباطيل و مزخرفات در روزنامهجات كه مهمترين نيرو و قوّهء بوده براى پيشروى كفّار و بيگانگان ، مملكت و قوميّت و دين و ملّيت آثار و علايم و شعار اسلام و ديانت را بالمرّه مضمحل و نابود نموده ، اقتدار و عظمت و حرّيت و همه چيز ما رفت . ياد آنروزى كه يارى داشتيم * در ديار دين گذارى داشتيم تا ز باغ شرع مىچيديم گل * بىخزان بود و بهارى داشتيم پرچم اسلام تا در دست بود * عزّتى در هر ديارى داشتيم بهر دفع دشمنان از دين حق * دوستانِ جان نثارى داشتيم گر غمى روزى به ما رو مىنمود * روز ديگر غمگسارى داشتيم دين صفا مىداد اين آينه را * گر به دل گرد نقارى داشتيم اقتدار دشمنان از حدّ گذشت * كاش ما هم اقتدارى داشتيم خود نمىكشتيم شمع شرع را * گر كه بيم از شام تارى داشتيم جاى اين خر مهرههاى بىحيا * كاش درّ شاهوارى داشتيم بهر دفع دشمنان از هر طرف * كاش از قرآن حصارى داشتيم و گرنه ، چرا بايد شما عزيزان و هموطنان اينگونه تغييرات فاحشه در همه چيزتان ديده شود . حتى اسم شما فرنگيس و پاريس و كيوان باشد ؛ درحالىكه قطع نظر از اسلام ، شما هم اهل اين آب و خاكيد و هر سه سبزوارى هستيد . علاوه پدر و مادر شما را مىشناختم كه هر دو مسلمان بودند ؛ چرا بايد اسلام آثارش بهطورى از شما محو شود كه در اسم شما هم اقلّا ظاهر نباشد ، درحالىكه بهترين اسامى و شيرينترين نامها ، نام آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين است ؛ فما أحلى أسمائهم . اگر اينها راست مىگويند و وطن مىخواهند ، چرا شما را آگاه نكردند كه وطن شما سبزوار است ؛ مىخواستند به شما بگويند خوب است اسم خود را سبزوار خانم و يا دامغان و شاهرود خانم بگذاريد ؛ پس معلوم شد اين مزخرفات را بهم بافته و اين ياوهها را به قالب ريخته و پرداخته براى تحويل دادن مملكت به اجنبى ؛ و اينها نيستند مگر بيگانهپرست نه ايرانى و وطنخواه . تا بدين جا رسيده كه تنقيد از حجاب