الشيخ رسول جعفريان
21
رسائل حجابيه (فارسى)
بدعت كشف حجاب در ايران نخستين برخوردها با پديدهء بىحجابى و مسألهء كشف حجاب انتقاد از حجاب در كشورهاى اسلامى ، بىترديد ، در ادامهء آشنايى شرقيان مسلمان با فرهنگ و تمدن غرب بوده است . مسلمانان براى نخستينبار ، زنان مكشوفه را در اروپا « 1 » و يا همراه اروپائيان در مناطق خود ديدند ؛ چنانكه مصريان در ابتدا ، اين قبيل زنان را در جريان حضور فرانسويان در سرزمين خود مشاهد كردند ؛ ديگران نيز به نوبهء خود ، از
--> ( 1 ) . براى نمونه مىتوان به سفرنامهء ميرزا ابو طالب خان با عنوان « مسير طالبى » ( تهران ، علمى و فرهنگى ، 1373 ) و سفرنامهء رضاقلى ميرزا ( تهران ، اساطير ، 1361 ) ياد كرده كه در اينباره ، نهتنها از پديدهء بىحجابى ، بلكه فساد جنسى آشكار دختران اطلاعات فراوانى را در اختيار ايرانىها گذاشتند . رضاقلى در جايى از سفرنامهاش در وصف وضعيت ممالك اروپايى ( به سال 1253 ق ) مىنويسد : اسباب طرب و عشرت بىحد وحساب در آن مملكت آماده و مهيّاست . به هرجا كه روى و هرچه كه خواهى ، خلق الساعه است . همينقدر كه پول باشد ، آنچه بخواهى از متاع هر مملكت ، در ساعت موجود است ؛ و عصيان و زنا در آن مملكت قبحى ندارد و معتاد است ؛ و يك صد و هشتاد هزار شاهدان آن شهر به قلم آمده كه على الرؤوس الاشهاد صلاى دلربايى را درداده ، اظهار محبّت و حسن طلب مىكند ؛ سواى آنچه در باطن در كارند و ظاهر كتمان مىكنند . آن يك صد و هشتاد هزار دختر در كمال خوبى و جمال خود را آراسته از خانهها بيرون مىآيند با آرايش و زيور در كوچهها ؛ هركس را كه مىبينند ، به او تعارف كرده ، يكيك آن دختران و شاهدان را چون مرغى كه دانه برچيند ، غربا و خلق آن مملكت تا سه ساعت بعد از غروب دست در دست انداخته ، به گردن حمايل كرده ، به خانه و حجرهاى كه مىخواهند مىبرند ؛ و بهترين جمالات لندن حسن و جمال شاهدان است كه بعضى در اپره و مجالس بزرگان مىروند ، در شبى ، هشتصد تومان و هزار تومان حريفانه مىگيرند و لطافت جمال و حسن مقال ايشان تحريرى نيست ؛ اللهم ارزقنا و جميع المؤمنين و المؤمنات . سفرنامهء رضاقلى ميرزا ، صص 581 - 582 . مانند همين مطالب را ميرزا فتاح گرمرودى هم كه در زمان محمد شاه به اروپا سفر كرده ، نوشته است : در اين ممالك فسيحة المسالك ، عموما زن و دختر بىتنبان و چادراند و دايما خواهان كوبندهء قادر ؛ ضعيفهء مستوره ناياب و نادرست و همه در انجاح مرام مردم استاد ماهر ، هميشه به لهوولعب معتادند و از رنج و تعب آزاد ، در اجراى عرض حريف دايما جسورند و ظريف در حفظ عرض خود غالبا عاجزند و ضعيف ، شب و روز با زمرهء بوالهوس مأنوسند و بهيك باره از كف نفس و ناموس ، مأيوس . . . از دام عفت به آزادى رستهاند و از قيد عصمت به استادى جسته ، به وصال رجال فوق الغايه راغباند و به غنج و دلال بىاندازه طالب ، به آزادى تفاخر دارند و به خودسرى تشكر . . . هريك شبى به سى چهل نفر ممنون است و الا بالمرة مأيوس و مغبون ، نه از حاكم بأسى دارند و نه از فعل خويش يأسى . سفرنامهء ميرزا فتاح خان گرمرودى ، ( به كوشش فتحالدين فتاحى ، تهران ، 1347 ش ) ، صص 949 - 950