علي الأحمدي الميانجي
86
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
احلف فقلت : يا رسول الله اذا يحلف فيذهب بما لى فانزل الله تعالى : « 1 » « إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا » « 2 » ترجمه : اشعث ( بن قيس كندى ) گويد : و الله اين ( يعنى آيهء مباركهء « إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا » در خصوص من نازل شده است ، حقيقت اين بود : ميان من و مردى از يهود زمينى بود پس آن مرد منكر شد كه من ذى حق و شريك او هستم ) پس او را حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آوردم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود : شاهد دارى ( كه در اين زمين شريك هستى ) ؟ گفتم : نه ، پس حضرت به يهودى فرمود : قسم بخورد ، من عرض نمودم : يا رسول الله در اين هنگام قسم مىخورد و مال من از دست مىرود ، پس اين آيه نازل شد : « إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا » . 8 - لا يقتطع رجل حق امرئ مسلم بيمينه إلّا حرم الله عليه الجنة و أوجب له النار فقال : رجل من القوم : و ان كان شيئا يسيراً يا رسول الله ؟ قال : و ان قضيبا من اراك » . « 3 » ترجمه : كسى حق ديگر مسلمانى را با قسم ( دروغ ) از دستش نمىگيرد مگر اينكه خدا بهشت را بر او حرام مىگرداند و آتش دوزخ را بر او واجب مىكند ، مردى از ميان حضار عرض كرد : اگر چه چيز كمى باشد يا رسول الله ؟ فرمود : اگر چه تركهاى از ( درخت ) اراك باشد . « من حلف على يمين و هو فيها فاجر يقتطع بها مال امرئٍ مسلم لقى الله و هو عليه غضبان » . « 4 » ترجمه : هركس ( به دروغ ) از روى گناه قسم بخورد و بخواهد مال مسلمانى را ببرد ، خدا را ملاقات مىكند در حالى كه خدا نسبت به او خشمناك است . اخبار در مورد قسم دروغ خوردن زياد است . « 5 »
--> ( 1 ) - ترمذى ، ج 3 ، ص 569 و 625 و ابن ماجه ، ج 2 ، ص 778 و ابو داود ، ج 3 ، ص 312 با دو سند نقل كرده است و مسلم ، ج 1 باب ايمان حديث 233 و سنن بيهقى ، ج 10 ، ص 255 و تفسير الطبرى الكبير ، ج 3 ، ص 229 و 230 و در المنثور ، ج 2 ، ص 44 و تفسير ثعالبى ، ج 1 ، ص 281 و بيضاوى و مجمع البيان و رازى و المنار ، ج 3 ، ص 341 . ( 2 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 77 . ( 3 ) - دارمى ، ج 2 ، ص 266 و مسند احمد ، ج 5 ، ص 260 . ( 4 ) - ابن ماجه ، ج 2 ، ص 778 . ( 5 ) - طبرى در تفسير كبيرش ، ج 3 ، ص 229 و 230 و سيوطى در الدر المنثور ، ج 2 ، ص 44 و 45 مقدارى از آن را نقل كرده است و همچنين در نور الثقلين ، ج 1 ، ص 295 و 296 و وسائل كتاب شهادات و تفسير ثعالبى ، ج 1 ، ص 281 . چون اخبار در تحريم غصب و گرفتن اموال مردم بسيار فراوان است لذا نقل همهء آنها در اينجا ممكن نيست اين است كه نام كتابهايى را كه اخبار غصب را آوردهاند ذكر مىكنيم تا مطالعه كنندگان بتوانند رجوع نمايند : بحار ، ج 75 ، ص 305 - 384 . وسائل ، ج 12 ، ص 20 - 32 و 52 - 60 و 180 - 227 . مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 227 . ابن ماجه ، ج 2 ، ص 778 . دارمى ، ج 2 ، ص 266 و 767 . بخارى ، ج 3 ، ص 173 - 176 و ج 4 ، ص 129 باب بدء الخلق . ترمذى ، ج 3 ، ص 569 . مسند احمد ، ج 1 ، ص 188 ، 187 و 190 و ج 2 ، ص 387 ، 388 و 432 و ج 4 ، ص 140 ، 172 ، 173 . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 171 - 176 . فتح البارى ، ج 5 ، ص 69 - 80 . مسلم ، ج 3 ، ص 1230 به بعد . منحة المعبود ، ج 1 ، ص 272 .