علي الأحمدي الميانجي
61
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
ترجمه : سؤال شد دربارهء مردى كه زنش را طلاق مىدهد قبل از اينكه با او نزديكى كند ؟ فرمودند ؛ بر عهدهء او مىباشد نصف مهر ، اگر مهرى تعيين شده باشد و اگر مهرى تعيين نشده است پس بايد به او متاع بدهد به اندازه شأن آن زن . حالا نظرى به آيات قرآن كريم : 1 - « لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ » . « 1 » ترجمه : ايرادى بر شما نيست اگر خواستيد طلاق دهيد كه زنهائى را كه با آنها نزديكى ننموده و يا مهرى معين نكردهايد ، ولى بايد به آنها متاع دهيد ، شخص ثروتمند به اندازهء توانائيش و شخص تنگدست به اندازهء توانائيش و دادن متاع بايد به شيوه پسنديدهاى باشد كه اين حقى است بر عهدهء كسانى كه نيكوكارند . 2 - « وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ » . « 2 » ترجمه : و اگر طلاق داديد زنها را قبل از نزديكى با آنها در حالى كه مهر براى آنها تعيين كردهايد پس نصف مهرى را كه تعيين كردهايد بدهيد مگر اينكه زنها ( آن نصف را ) عفو كنند يا ( ولى او ) كسى كه عقد ازدواج در دست او است عفو نمايد و ( شما مردان ) عفو كنيد ( و تمام مهر را بدهيد ) بهتر است تفضل كردن و گذشت در ميان خودتان را فراموش نكنيد . از اين دو آيهء مباركه استفاده مىشود : كه متاع ( مايهء لذت بردن و وسائل زندگى كه انسان از آن استفاده و بهره مىبرد ) در صورتى است كه براى زن در عقد ازدواج مهر تعيين نشده است و دخول هم انجام نگرفته باشد كه مهر المثل قهراً واجب شود ، زيرا در اين صورت زن از مال دنيا دستش خالى مىگردد ، بنابراين خداوند تبارك و تعالى متاع را واجب نموده است كه مردها در هنگام طلاق به زنها بدهند . 3 - « وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » « 3 » ترجمه : براى زنهاى طلاق داده شده ، متاع خوب ثابت است ( در عهدهء شوهرها ) و حق است ( بر عهدهء ) مردان باتقوا : « 4 »
--> ( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 236 . ( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 236 . ( 3 ) - سورهء بقره ، آيهء 241 . ( 4 ) - در تفسير اين آيات رجوع شود به تفاسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 341 چاپ تهران ، انتشارات اسلاميه و تبيان ، ج 2 ، ص 280 و المنار ، ج 2 ، ص 451 و طبرى ، ج 2 ، ص 331 و رازى ، ج 6 ، ص 161 و آيات الاحكام اردبيلى و فاضل مقداد .