علي الأحمدي الميانجي

299

مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

عمر بن يزيد گويد : شنيدم مردى از اهل جبل از امام صادق عليه السلام سؤال مىكرد از اينكه كسى زمين مواتى را كه صاحبانش آن را ترك كرده‌اند ، گرفته و آباد كرده است ، نهرها حفر نمود ، و خانه‌ها ساخته و درختها غرس كرده ، امام فرمودند : امير المؤمنين عليه السلام مىفرمودند : هركس از مؤمنين زمينى را احيا كند ، مال او است و سهم زمين را بايد به امام عليه السلام بپردازد . . . اين روايت هم به مورد بحث دلالت ندارد زيرا : اولًا در روايت جملهء : « تركها اهلها » احتمال دارد كه به معناى اعراض كردن باشد و در اين صورت مسلماً از ملك صاحبش خارج مىشود . ثانياً ظاهر روايت اين است كه نظر به زمين‌هاى خراج است چون كه « طسق » خراج زمين را گويند . اين احتمال كه نظر امام به زمين‌هاى خراج باشد در همهء رواياتى كه ظهور در مالك بودن احياكنندهء دوم دارد بسيار قوى به نظر مىرسد . از استدلال علامه رحمه الله تعالى و شهيد رضوان الله عليه در اين مسأله به اينكه احيا علت ملك است . . . استفاده مىشود كه آنها در صورتى نظرشان به مالك شدن احيا كنندهء دوم است كه مالك اول با احيا مالك شده باشد و اما اگر خريده يا ارث برده باشد ، در آن صورت در مسأله خلافى نيست كما اينكه مرحوم فقيه همدانى در آخر خمس مىفرمايد : « ثمّ انّ التقيد بكون الأرض الميتة المملوكة ممّا باد اهلها . . . للاحتراز عمّا كان لها مالك معروف فانّها له بلا خلاف فيه على الظاهر و لا اشكال لو لم يكن ملكه لها بالاحياء . . . » و علّامه « 1 » مىفرمايد : « فان ملكها بالشراء و شبهه لم تملك بالأحياء قال ابن عبد الله : اجمع العلماء على انّ ما عرف بملك مالك غير منقطع لا يجوز احياؤه لأحد غير اربابه و ان ملكها بالاحياء ثم تركها . . . » و در مفتاح الكرامه « 2 » آمده است : « و اذا ملكها بالشراء او شبهه فانّها لا تملك بالاحياء عند جميع اهل العلم كما حكاه فى التذكرة عن ابن عبد الله و قد حكى الجماعة حكايته عنها ساكتين عليه بل استظهره بعضهم إلّا صاحب الكفاية » . عظمت اسلام و پيروزى انقلاب اسلامى و طول عمر امام امت را از خداوند متعال خواهانم . و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

--> ( 1 ) - تذكره ، ج 2 ، ص 401 . ( 2 ) - مفتاح الكرامه ج 7 ، ص 10 .