علي الأحمدي الميانجي

297

مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

3 - در همين صورت دوم اگر مراد از « فان الارض لله . . . » استدلال براى مالك بودن احياكنندهء دوم باشد . اين حديث بنا به احتمال سوّم دليل اين قول خواهد بود و ليكن قرينه‌اى براى تعيين اين احتمال نيست . 4 - « صحيحهء ابو خالد الكابلى « 1 » از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه اگر يكى از مسلمانان زمينى را احيا كند و خراج آن را به امام از ائمهء اهل بيت امير المؤمنين عليه السلام بدهد هرچه مصرف مىكند مال او است و اگر زمين را ترك كند تا خراب شود و كس ديگرى از مسلمانان آن زمين را احيا نمايد احق خواهد بود . . . » . اين حديث كه دلالت دارد بر اينكه زمين را كسى مالك نمىشود مورد تأييد احدى از فقها واقع نشده است و ما در مورد اين حديث قبلًا بحث كرديم و آنچه كه اينجا لازم به تذكر است اين است كه احتمال مىرود اين روايت حكم زمين‌هاى خراجيّه را بيان كند چون كه در بيان بدهى احياكننده به جاى صدقه ( زكات ) خراج تعبير كرده است . « عن يونس عن العبد الصالح عليه السلام قال : قال : انّ الأرض لله تعالى جعلها وقفا على عباده فمن عطّل ارضا ثلاث سنين متوالية لغير ما علّة اخذت من يده و دفعت الى غيره و من ترك مطالبة حق له عشر سنين فلا حقّ له » : « 2 » يونس از امام كاظم عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : زمين مال خدا است كه به بندگان خود وقف كرده است ، پس هركس سه سال پشت سر هم زمين را بدون علت تعطيل كند ( يعنى كشت نكند ) از دست او گرفته شده و به ديگرى داده مىشود و هركس حق خود را تا ده سال مطالبه نكند حق ندارد . در اين حديث مدت جواز معطل گذاشتن زمين را بيان داشته و تصريح دارد بر آنكه بعد از سه سال تعطيل بدون علت مالكيت او لغو گشته و از دست او گرفته شده و به ديگرى داده مىشود . و در ذيل حديث به طور كلى براى حقوق ده سال وقت تعيين كرده كه اگر در اين مدت حق خود را مطالبه نكند حق او ساقط مىشود . و ليكن اين حديث از چند جهت محل اشكال است : 1 - سند روايت ضعيف است چون معلوم نيست كه ريّان از كى نقل كرده است .

--> ( 1 ) - اين حديث از ص 250 به بعد مورد بحث واقع شد . ( 2 ) - وسائل ج 17 ، ص 329 - از فروغ كافى ج 5 ، ص 279 و تهذيب ج 7 ، ص 153 .