علي الأحمدي الميانجي
293
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
از دو جهت دلالت بر مملوك بودن زمين باير دارد و اينكه زمين با باير شدن از ملك خارج نمىشود . 5 - « موثقة اسحاق بن عمّار قال سألت ابا ابراهيم عليه السلام . . . قلت : فأرتهن ارضا بيضاء فقال صاحب الأرض ازرعها لنفسك فقال : هو حلال . . . » . « 1 » اسحاق بن عمّار گويد : از حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام سؤال كردم . . . گفتم كسى زمين سفيدى ( زمين كشت نشده ) را براى رهن پذيرفته است و صاحب زمين مىگويد : اجازه مىدهم كه زمين را خودت زراعت كنى ، فرمود : حلال است . در اين حديث نيز زمين بياض ( باير ) مملوك محسوب و رهن آن امضا شده است ، ابن اثير در نهايه گويد : « اراد بالبيضاء : الخراب من الأرض لأنّه ابيض لاغرس فيه و لا زرع و اراد بالسّواد العامر منها لاخضرارها بالشجر و الزّرع » . در لسان العرب مىگويد : « و أرض بيضا ، ملساء لا نبات فيها كانّ النبات كان يسوّدها . . . و بياض الأرض ما لا عمارة فيه » . « 2 » اين دو نفر لغوى بزرگ « ارض بيضاء » را باير و خراب و موات معنا كردهاند . 6 - و سليمان بن خالد گويد : از امام صادق عليه السلام سؤال كردم از اينكه مردى نهرهاى زمين خرابى را حفر كرده و زمين را آباد و زراعت مىكند ، چه چيز به عهدهء او مىباشد ( كه از درآمد زمين بدهد ) ؟ فرمود : زكات ( يعنى زمين را مالك شده است و زمين دولتى نيست كه خراج بدهد ) گفتم : اگر صاحب زمين را مىشناسد ( به صاحب زمين چيزى بدهد يا نه ) ؟ فرمود : حق صاحب زمين را بدهد . « 3 » در اين روايت مورد سؤال زمين خرابى است كه مالك دارد بنابراين زمين باير از ملك صاحبش خارج نشده است . 7 - در كنار خانهام ميان ديوارهاى ( خانهها ) زمينى خالى افتاده ، من آن را مال كسى نمىدانم ، آيا مىتوانم آن را در خانهء خودم داخل كرده و جزء خانهام محسوب كنم ؟ فرمود : آگاه باش هركس يك وجب زمين را به ناحق بگيرد . . . » . « 4 » زمين خالى در ميان خانهها در وسط شهر افتاده باير است و حتماً بىصاحب نيست و مالك دارد ، ليكن معلوم نيست كه كيست ، در عين حال امام عليه السلام اجازه نداده كه آن را
--> ( 1 ) - وسائل ج 13 ، ص 130 - از فروغ كافى ج 1 ، ص 396 و تهذيب ج 2 ، ص 165 و فقيه ج 2 ، ص 102 . ( 2 ) - لسان العرب ج 7 ص 124 . ( 3 ) - وسائل ج 17 ص 329 . ( 4 ) - وسائل ج 12 ص 281 .