علي الأحمدي الميانجي
218
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
ترجمه : اين است آنچه كه موسى بن جعفر وقف نمود ( كه مشتمل است بر ) همهء زمين خود كه در فلان مكان واقع است و حدود زمين نيز فلان است ( يعنى حدود چهارگانهء زمين از شرق و غرب و جنوب و شمال ) ، كه به طور كلّى : درختهاى خرما و زمين و قنات و آب و آسياب و حريم و حقوق و حق آب زمين و پستى و بلندى و عرض و طول و ميدان جلو باغ و نهرهاى كوچك و بزرگ و مرغزارها و آباد ( عامر ) و خراب ( غامر ) همه را وقف نموده است . متولى وقف درآمد آن را ( پس از كسر كردن مخارج مزرعه و سى عدد درخت خرما براى فقراى آبادى ) ميان فرزندان فلان ( در بعضى از نسخ به جاى فلان موسى ذكر شده است ) تقسيم كند براى هر مرد دو مقابل سهم زن ، بنابراين اگر يكى از دختران موسى ازدواج نمود سهمى در اين صدقه ندارد . نكتهء جالبى كه در اين وقفنامه به چشم مىخورد اين است كه : 1 - صريحاً زمين در مقابل درخت و آب و . . . ذكر شده كه در تأييد بحث ما است . 2 - در اين روايت « غامر » نيز در وقف ذكر شده كه اگر مراد « موات بالأصل » باشد كه قابل وقف نيست چون كه ملك نيست مگر مجازاً حق اولويت آن به عنوان مرتع يا حريم وقف كرده است يا اينكه مراد « موات بالعرض » باشد پس دليل مىشود بر اينكه زمين با باير شدن از ملكيت خصوصى خارج نمىشود . تا آنجا كه ما توانستيم در كتب حديث و تاريخ تتبع كنيم تاكنون از موقوفههاى امامان ديگر اثرى پيدا نكرديم شايد بعد از اين اطلاع پيدا كنيم و ليكن در بحار « 1 » حديثى روايت كرده است كه از آن حديث برمىآيد كه حضرت صادق عليه السلام نيز موقوفههايى داشتهاند لفظ حديث اين است . عيون از عبد الرحمن بن الحجاج نقل كرده كه : « بعث الى أبو الحسن عليه السلام بوصية امير المؤمنين عليه السلام و بعث الىّ بصدقة أبيه مع ابى اسماعيل مصادف و ذكر صدقة جعفر بن محمد و صدقة نفسه . كما اينكه از روضة المتقين نيز نقل شد .
--> ( 1 ) - بحار ، ج 48 ، ص 281 .