علي الأحمدي الميانجي
19
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
پيشگفتار در تابستان سال 1359 شمسى ، ماه مبارك رمضان در ميانه بودم و در سالن انجمن دين و دانش شبها براى مردم صحبت مىكردم ، جمعى از برادران فرهنگى پيشنهاد كردند كه جلسهاى به عنوان « بحث آزاد در موضوع مالكيت از ديدگاه قرآن » بعد از ظهرها در سالن انجمن تشكيل شود . بر اساس اين پيشنهاد جلسه شروع شد ، به مرور آياتى را كه دلالت ( مطابقى يا تضمنى يا التزامى ) بر مالكيت خصوصى داشت مطرح نموده و ترجمه و تفسير و بيان مىگرديد و در ضمن حضار محترم اشكالاتى كه در ذهنشان وجود داشت با كمال آزادى بيان كرده و آنچه در دل داشتند اظهار مىكردند . در طول جلساتى كه با برادران صحبت مىكرديم ، دريافتم كه تبليغات مروجين اقتصاد شرق يا گروههاى مجاهدين خلق و . . . چه اثر نامطلوبى در جوّ اسلامى ما گذاشته و متأسفانه افكار التقاطى به طور جدى رواج يافته بود و جوانان متدين ما اصول اسلامى و مسلّمات و ضروريات را از ياد برده و به اسلام به اين گونه مىنگرند كه : 1 - مالكيت خصوصى محترم نيست خاصّه در مسأله زمين . 2 - با فرض قبول مالكيت ، مالكيت خصوصى محدود است . 3 - « ثروت » و سرمايه در اسلام نيست . 4 - سرمايه بهرهاى از سود ندارد ( قهراً مضاربه و مزارعه و مساقات صحيح نيست ) . 5 - ابزار توليد در مالكيت عموم و ملى مىباشد . 6 - اجاره صحيح نيست زيرا استثمار محسوب مىشود . آياتى را كه در اين بحثها مطرح شده ، يادداشت كردم و مطالبى را كه به نظرم مهم آمد به رشتهء تحرير درآوردم . پس از اتمام ماه مبارك رمضان به حوزهء علميه برگشتم و جريان را با دوستانم در ميان گذاشتم ، تشويقم نمودند كه يادداشتها را جمعآورى كرده و به صورت رسالهاى درآورم ، گرچه موضوع بسيار واضح و ضرورى بود و ليكن به اقتضاى محيط اين عمل