علي الأحمدي الميانجي

15

مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)

در روز يكشنبه ششم ، ماه رجب 1420 قمرى مطابق 24 مهر ماه 1378 شمسى كه عازم زيارت بيت اللَّه الحرام و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم و فاطمه زهرا عليها السلام و ائمه كرام سلام اللَّه عليهم اجمعين بودم ؛ اين چند كلمه را به عنوان وصيت مىنويسم : 1 - وصيت نامه‌اى كه سابقاً نوشته‌ام در كمد آهنى كه جعفر خريده است موجود است طبق آن عمل شود مگر مخالف اين وصيت باشد . 2 - من مال دنيا ندارم كه در مورد آن چيزى بگويم همان خانه مسكونى كه مادامىكه همسرم زنده است در آنجا مىنشيند و با وسايل و اثاث خانه در اختيار او باشد . 3 - بعضى از لوازم خانه از فرش و غيره مال اوست كه قول او معتبر است هرچه بگويد عمل شود . 4 - اگر تنهايى نتواند بنشيند ؛ طبقه دوم را تبديل به چند اطاق و حال نمايند و به يك نفرى كه خود او راضى شود اجاره دهند كه مأنوس باشد و كمك خرج باشد . 5 - خانه را بعد از او هر طورى ورثه راضى شوند تقسيم نمايند . 6 - كتابهاى من مورد استفاده واقع شود به طورى كه اگر از اولاد و وراث من كسى اهل علم باشد استفاده نمايند و اگر خداى نكرده كسى اهل علم نبود به يكى از كتابخانه حوزهء علميه قم بدهند يا فيضيه يا كتابخانه حضرت آية اللَّه مرعشى رحمة اللَّه عليه كه براى حقير باقيات الصالحات باشد . 7 - ورثه‌ها طورى عمل نمايند كه مادرشان ناراحت نباشد و متدين هستند ان شاء اللَّه تعالى مراعات خواهند نمود و سختى و ناراحتى نخواهد افتاد . 8 - دلم مىخواهد هميشه يكى يا بيشتر از فرزندان من اشتغال به تحصيل علم داشته باشند و از خدا خواسته‌ام كه علم و روحانيت از ذريه حقير قطع نشود ؛ انه قريب مجيب . 9 - كتابهاى حقير كه تا حالا چاپ نشده در اختيار مؤسسات واقع شود تا تنظيم و تحقيق و چاپ شود . 10 - هرچه از حق طبع و نشر به دست آيد در اختيار حاج خانم قرار گيرد يا خود خرج نمايد و يا به مصرفى برساند . 11 - يادداشتهاى حقير كه محصول عمر من است جمع‌آورى و مورد استفاده واقع شود . 12 - اگر از اين سفر به سلامت برگشتم و در ايران مُردم در خاك قم دفن شوم در هر جاى خاك قم دفن شوم در پناه بىبى هستم و دلم مىخواهد لااقل در شيخان دفن شوم . 13 - در هر فرصتى بعد از دفن من از مردم براى من حلاليت بطلبيد مخصوصاً در