علي الأحمدي الميانجي
122
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
و گاهى فرموده است : « وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ » صاحبان زندگى مرفه و ثروتمندان كوتاهى نكنند از اينكه به فقرا چيزى دهند ، رفاه در زندگى را نبايد مخصوص خود بدانند بلكه انسان بايد در زندگى خود ، ديگران را شريك قرار دهد و به انسانهاى گرفتار برسد . و گاهى آنان را كه انفاق نمىكنند به بخل نسبت مىدهد و مىفرمايد : « الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » آنان كه بخل مىورزند و مردم را به بخل امر مىكنند و آنچه را كه خدا از فضل خود به او داده پنهان مىكنند . اولًا بخل را كه خود يك صفت مذموم مىباشد به آنان نسبت مىدهد و آنان را به قبح كار و زشتى منشأ كارشان آگاه مىسازد تا خودشان با آگاهى كه پيدا مىكنند از كردارشان متنفر شده و در ترك اين عمل بكوشند . ثانياً : دستورى كه آنها به ديگران مىدهند و مردم را به عدم انفاق امر مىكنند قبيحتر و زشتتر در نظرشان جلوهگر مىسازد . ثالثاً : توجه مىدهد كه اموالى كه به دست آوردهاند از فضل و عنايت خدا است و از زرنگى خودشان نيست و خيال نكنند كه در اثر زرنگى به دست آوردهاند و خدا را فراموش كنند . خلاصه : مىرساند كه علت عدم انفاق ، عدم ايمان يا ضعف ايمان و وجود بخل است و اين بيان در عين اينكه بيان حقيقت و واقع است بهترين راه در تحريك انسان براى از بين بردن آن با تحصيل ايمان و يقين و ازالهء صفت بخل و تفكر در علل و عوامل پيدايش آن و يا با تمرين و تلقين و جايگزين نمودن صفت سخاوت و فداكارى و انسان دوستى به جاى آن است . و ضمناً بيان مىكند آنها كه از انفاق در راه خدا خوددارى مىكنند بعداً پشيمان خواهند شد در آنجا كه مىفرمايد : « فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها » . « 1 » و يا مىفرمايد : « فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً » « 2 » و يا مىفرمايد : « وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ » . « 3 » 2 - خداوند مؤمنين را به صفت انفاق در راه خدا مدح و ستايش مىكند و در مقام بيان
--> ( 1 ) - سورهء كهف ، آيهء 42 . ( 2 ) - سورهء انفال ، آيهء 36 . ( 3 ) - سورهء منافقون ، آيهء 10 .