السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

849

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 41 حكم تقاص مال پيش از سوگند دادن و پس از آن 1083 - ( 1 ) خضر بن عمرو نخعى از امام صادق عليه السلام ( يا امام باقر عليه السلام ) روايت مىكند كه ايشان دربارهء شخصى كه از ديگرى طلبكار است و او منكر مىشود ، فرمود : « اگر او را سوگند دهد ، پس از سوگند وى نمىتواند چيزى از او بردارد ( و اگر او را زندان كند ، حق ندارد چيزى از او بردارد ) و اگر او را رها كند و درخواست سوگند از او نكند او بر حق خويش است . » 1084 - ( 2 ) ابراهيم بن عبدالحميد با واسطه روايت مىكند كه : « شخصى از ديگرى طلبكار است ولى او انكار مىكند ، آن‌گاه طلبكار او را مجبور به سوگند مىكند كه چيزى بر عهدهء او ندارد امام عليه السلام در اين باره فرمود : نه ، او نمىتواند از وى مطالبه كند و به همين صورت اگر آن مال را به حساب خدا گذارد ، حق ندارد از وى مطالبه كند . » 1085 - ( 3 ) مسمع بن ابى سيار گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : من مالى را نزد كسى امانت گذاشته بودم ولى او آن را انكار كرد و براى من بر آن سوگند ياد كرد ، آن‌گاه پس از دو سال مال مرا آورد و گفت : اين مال توست آن را بگير و اين چهار هزار درهم را از آن سود بردم آن هم با مال خودت متعلق به توست و مرا حلال كن . من مال خودم را گرفتم و از گرفتن سود آن خوددارى كردم و مالى را كه به وى امانت داده بودم ، در جايى نهادم و چيزى از آن برنداشتم تا از نظر شما در اين باره آگاه شوم . پس نظرتان چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : نيمى از سود را بگير و نيم ديگر را به وى بده و او را حلال كن ؛ زيرا او مرد توبه‌كننده‌اى است و خداوند بسيار توبه‌كنندگان را دوست دارد . » 1086 - ( 4 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال كردم : شخصى از ديگرى تعدادى درهم طلبكار است ولى بدهكار آن را انكار مىكند . سپس مثل همان مال از منكر به دست طلبكار مىافتد آيا براى وى حلال است آن را انكار كند ، همان گونه كه بدهكار انكار كرد . امام عليه السلام فرمود : آرى و چيزى بر آن نيفزايد .