السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
827
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
باب 30 حكم درخواست كمك از مردم به وجه خدا و سوگند دادنشان به خدا 1047 - ( 1 ) محمد بن مسلم گويد : « از امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام سؤال كردم : زنى به شوهرش مىگويد : به وجه خداوند از تو مىخواهم مگر آنكه مرا طلاق دهى ( يا طلاق ندهى ) . امام عليه السلام فرمود : يا با كتك ، بدنش را به درد مىآورد يا او را مىبخشد . » ارجاعات مىآيد : در روايت پنجم از ابواب حد سرقت اين گفته معتصم به امام هادى عليه السلام كه : « تو را به خداوند سوگند مىدهم كه نظرت را در اين باره بگويى . امام عليه السلام فرمود : اكنون كه مرا به خداوند سوگند دادى ، مىگويم كه آنان در اين باره سنت را اشتباه كردند ؛ چرا كه قطع دست واجب است كه از بند ريشه انگشتان باشد . . . » باب 31 جواز سوگند غير واقع براى رسيدن به حق يا بر طرف كردن ظلم 1048 - ( 1 ) محمد بن ابى صباح ( يا محمد بن صباح ) گويد : « به امام موسى بن جعفر عليه السلام گفتم : مادرم سهم خود را از خانهاى به من صدقه داد . من به او گفتم : قاضىها اين را جايز نمىدانند ، بنابراين قرارداد خريد بنويس . مادرم گفت : هركارى كه به نظرت مىرسد براى تو صحيح است ، همان كار را بكن . من نيز نوشته و مدرك از مادرم گرفتم . آنگاه يكى از وارثان تصميم گرفت مرا سوگند دهد كه بهاى آن را پرداختهام ، در حالى كه من چيزى نپرداخته بودم . نظر شما در اين باره چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : برايش سوگند ياد كن . » اين روايت از معاوية بن ابى صباح نيز روايت شده است . ارجاعات گذشت : در روايت هفتم و هشتم از باب پنجم از ابواب وقوف مناسب با اين بحث هست . و در بسيارى از روايات باب يكم از ابواب سوگند مطالبى هست كه بر اين بحث دلالت مىكند .