السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

763

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

منصور گفت : آيا براى من خود را فقيه مىشمارى ؟ امام عليه السلام فرمود : و چگونه مرا از فقه دور مىدانى ، در حالى كه من فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله هستم . منصور گفت : من تو را با كسى كه از تو بدگويى كرده رودررو مىكنم . امام عليه السلام فرمود : اين كار را بكن ! آن‌گاه مردى كه نسبت به امام عليه السلام سخن‌چينى كرده بود آمد . امام عليه السلام به وى فرمود : اى مرد ! آيا سوگند مىخورى ؟ وى گفت : آرى ، سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست ، عالم نهان و آشكار است ، مهرگستر به همه موجودات در اين جهان و به مؤمنان در دو جهان است به تحقيق تو اين كار را انجام دادى . امام عليه السلام فرمود : واى بر تو ، خداوند را با بزرگى ياد مىكنى و او نيز از عذاب تو شرم مىكند بلكه بگو : از نيرو و قدرت خدا بيزارى مىجويم و به نيرو و قدرت خود پناه مىبرم . آن مرد اين‌گونه سوگند ياد كرد ولى هنوز سوگندش تمام نشده بود كه افتاد و درگذشت . منصور به امام گفت : پس از اين ماجرا هرگز سخنى را به زيان تو راست نمىانگارم . آن‌گاه هديه نيكويى به امام داد و او را بازگرداند . » 945 - ( 5 ) عبداعلى مولى آل سام از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هيچ طلاقى تحقق نخواهد يافت مگر بر طبق كتاب خدا و هيچ عتقى نيست مگر براى خشنودى خدا . » 946 - ( 6 ) در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « هركس به طلاق و عتق سوگند ياد كند و سپس با آن مخالفت كند ، اثرى نخواهد داشت . همسرش از وى جدا نخواهد شد و برده‌اش آزاد نخواهد گرديد و به همين صورت است هركس كه به حج يا قربانى سوگند ياد كند ؛ زيرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از سوگندِ به غير خدا و طلاقِ بر خلاف سنت و عتق براى غير رضاى خدا و حج براى غير خدا نهى كرد . » 947 - ( 7 ) در كتاب العوالى روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « ملعون است ! ملعون است ! هركس به طلاق سوگند ياد كند يا ديگرى را به آن سوگند دهد . » 948 - ( 8 ) سكونى از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام از على عليه السلام روايت مىكند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « هر سوگندى كفّاره دارد مگر سوگندى كه به طلاق يا عتق يا تعهد يا پيمان باشد . » مرحوم شيخ طوسى قدس سره در كتاب الاستبصار مىفرمايد : « توجيه اين روايت به اين صورت است كه آن را بر نوعى تقيه حمل كنيم ، زيرا گروهى از اهل سنت چنين نظرى دارند و در هر سوگندى كفّاره را لازم مىدانند ، هرچند بر خلاف مصالح دينى و دنيوى باشد . . . »