السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

761

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 12 عدم تحقق سوگند به طلاق ، عتق و صدقه 941 - ( 1 ) حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هر سوگندى دربارهء طلاق يا عتق كه ذات خداوند تعالى قصد نشود ، اثر بر آن مترتّب نيست . » 942 - ( 2 ) حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هر سوگندى دربارهء طلاق و غير آن‌كه ذات خداوند عز و جل قصد نشود ، بىاثر است . » 943 - ( 3 ) منصور بن حازم گويد : « امام صادق عليه السلام به من فرمود : آيا [ ماجراى ] طارق را شنيده‌اى ؟ طارق در مدينه برده‌فروش بود . روزى نزد امام باقر عليه السلام آمد و گفت : اى ابوجعفر ! نابود شدم . من به طلاق ، عتق و نذرها سوگند ياد كردم . امام عليه السلام به وى فرمود : اى طارق اين‌ها از گام‌هاى شيطان است . » 944 - ( 4 ) صفوان جمّال گويد : « در مسافرت دوم امام صادق عليه السلام به كوفه من آن حضرت را بردم و منصور نيز در آنجا بود . در ميان راه وقتى امام عليه السلام به هاشميه - شهرِ منصور - رسيد ، پايش را از ركاب بيرون آورد و پياده شد . سپس قاطر سياه و سفيدى درخواست كرد ، لباس سفيدى بر تن كرد و كلاه سفيدى بر سر نهاد و به سوى منصور حركت كرد . وقتى نزد منصور رفت ، وى به امام عليه السلام گفت : به تحقيق خود را شبيه پيامبران كرده‌اى . امام عليه السلام فرمود : چگونه مرا از فرزندان پيامبران دور مىشمارى ؟ منصور گفت : تصميم گرفتم كسى را به مدينه بفرستم تا نخل‌هايش را قطع كند و كودكان‌شان را اسير كند . امام عليه السلام فرمود : اى اميرمؤمنان دليل آن چيست ؟ ! منصور گفت : به من گزارش رسيده كه دوستدارت - معلى بن خنيس - مردم را به سوى تو فرامىخواند و برايت مال جمع‌آورى مىكند . امام عليه السلام فرمود : به خدا سوگند ، اين‌گونه نيست . منصور گفت : از تو راضى نمىشوم مگر آن‌كه به طلاق ، عتق ، قربانى و انجام حج با پاى پياده سوگند ياد كنى . امام عليه السلام فرمود : آيا به من دستور مىدهى به شريكان خدا - غير از او - سوگند ياد كنم ؟ به تحقيق هركس به خدا راضى نشود هيچ رابطه‌اى با خداوند نخواهد داشت .