السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
747
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
امام عليه السلام فرمود : به خدايى كه معبودى جز او نيست او حتماً هلاك شد . گفتم : هلاكت غيبت يا هلاكت مرگ ؟ امام عليه السلام فرمود : هلاكت مرگ . گفتم : شايد شما تقيه مىكنيد ؟ امام عليه السلام فرمود : سبحان اللَّه ! « 1 » گفتم : آيا به شما وصيت كرد ؟ فرمود : آرى . گفتم : آيا كسى را با شما در آن شريك كرد ؟ فرمود : نه . گفتم : آيا برادرانت بر تو امام هستند ؟ فرمود : نه . گفتم : آيا تو امام هستى ؟ فرمود : آرى . » 911 - ( 25 ) محمد بن زيد طبرى گويد : « در خراسان بالاى سر امام رضا عليه السلام ايستاده بودم . تعدادى از بنى هاشم نزد امام عليه السلام بودند و اسحاق بن موسى بن عيسى عباسى نيز در ميان آنان بود . امام عليه السلام فرمود : اى اسحاق ! به من رسيده كه مردم مىگويند : ما مىپنداريم مردم برده ما هستند ، به خويشاوندىام با پيامبر صلى الله عليه و آله سوگند ، اين چنين نيست ، من هرگز آن را نگفتهام و از نياكانم نشنيدهام كه گفته باشند و از هيچيك از آنان به من نرسيده است كه گفته باشند ولى من مىگويم : مردم در پيروى كردن از خدا ما و در دين دوستدار ما هستند پس بايد حاضر به غايب برساند . » 912 - ( 26 ) عبداللَّه نهشلى از امام موسى بن جعفر عليه السلام در يك حديث بلند روايت مىكند كه : « سپس امام عليه السلام به دوستداران و خاندانش كه در مجلس حضور داشتند ، رو كرد و فرمود : بايد روحتان شاد باشد [ / بايد ترستان بيرون رود ] نخستين نامهاى كه از عراق مىآيد خبر مرگ موسى بن مهدى و هلاكتش را مىآورد . گفت : خداوند كارهايت را سامان بخشد ، موضوع از چه قرار است ؟ امام عليه السلام فرمود : به حرمت اين قبر سوگند ، وى در اين روز مُرد . . . »
--> ( 1 ) . اين جمله هنگام تعجب گفته مىشود - م .