السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

725

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

864 - ( 55 ) معمّر بن يحيى گويد : « به امام باقر عليه السلام گفتم : سرمايه‌هاى مردم در اختيار من است و با آنها از كنار مأموران مالياتى مىگذريم . آنان ما را براى آنها سوگند مىدهند و ما براىشان سوگند مىخوريم . امام عليه السلام فرمود : دوست دارم كه همه اموال مسلمانان را عبور مىدادم و بر آنها سوگند ياد مىكردم . هرچيزى كه مؤمن بر خودش بترسد و در انجام آن ناچار باشد ، در آن مىتواند تقيه كند . » 865 - ( 56 ) مسعده از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « به خدا ايمان ندارد هركس براى آنان به سوگندى عمل كند . » ( يعنى به سوگندهاى ابداع شده - مانند طلاق و عتق - براى مخالفان و اهل سنت . ) ارجاعات گذشت : در روايت هفتاد و سوم از باب سى و پنجم از ابواب نماز جمعه اين گفته كه : « پرندگان در روز جمعه مىگويند : رحمت تو بر خشمت پيشى گرفته است . بزرگىِ تو را نشناخت ، هركس كه به نامت سوگند دروغ ياد كرد . » و در روايت بيست و هشتم از باب سى و دوم از ابواب حقوق مستحق مالى فرموده امام عليه السلام كه : « بريدن پيوند خويشاوندى و سوگند دروغ ، خانه‌ها را خالى از روزى و نسل را قطع مىكند . » در روايت بيست و ششم از باب بيست و دوم از ابواب جهاد با دشمن فرموده امام عليه السلام كه : « كسى كه از روى تقيه براى بر طرف كردن ظلمى از خود سوگند ياد كند ، برايش سوگندشكنى نيست . » و در روايت بيست و هفتم از باب دوازدهم از ابواب جهاد با نفس فرموده امام عليه السلام كه : « گناهانى كه به نابودى سرعت مىبخشد ، بريدن پيوند خويشاوندى و سوگند دروغ و سخن دروغ است . » و در روايت سى و سوم فرموده معصوم عليه السلام كه : « هرگاه مشاهده كردى كه سوگندهاى دروغ به خداوند زياد است . . . پس بر حذر باش و با رفتن به سوى خداوند درخواست نجات كن و بدان كه مردم در خشم خداوند باعزت و شكوه هستند و به خاطر تصميمى كه دربارهء آنها گرفته به آنان مهلت مىدهد . » و در روايات باب سى و هشتم و پنجاه و سوم مناسب با اين بحث هست و در روايات ابواب تقيه به ويژه باب دوم مطالبى هست كه بر اين بحث دلالت مىكند . و در روايت نهم از باب هشتم از ابواب خريد و فروش فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه : « خداوند در قيامت به سه گروه نگاه نمىكند و آنها را پاك نمىكند و براىشان عذاب دردناكى است : شخصى كه پس از عصر به دروغ سوگند ياد كند كه در برابر كالايش فلان مبلغ پرداخت شد ( يا فلان مبلغ در برابر كالايش داده است ) و ديگرى با تأييد سخنش آن را بگيرد . »