السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
685
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
و در روايات باب چهل و چهارم از ابواب قضاوت و باب چهاردهم ، هفدهم و هجدهم از ابواب احكام عمومى حدود و باب يازدهم و چهلم از ابواب حد زنا و باب يكم از ابواب حدّ لواط و باب هشتم از ابواب حدّ قذف و روايات ديگرى كه در ابواب گوناگون در قضا ، حدود و قصاص وجود دارد ، مطالبى است كه بر اين بحث دلالت مىكند . باب 2 حكم اقرار به بدهى قبل از فوت 786 - ( 1 ) ابو ولّاد گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخص بيمارى هنگام مرگ براى يكى از وارثانش به بدهى اقرار مىكند . امام عليه السلام فرمود : آن نافذ است . گفتم : اگر براى وارث چيزى را وصيت كند ؟ امام فرمود : جايز است » . 787 - ( 2 ) منصور بن حازم گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى وصيت مىكند كه به يكى از وارثانش مالى بدهكار است . امام عليه السلام فرمود : اگر ميّت مورد قبول است ، آنچه را وصيت كرده به وى بپرداز . » اين حديث از ابو ايوب نيز روايت شده است . 788 - ( 3 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه از امام صادق عليه السلام سؤال شد : « شخصى در حال بيمارى مرگ اقرار مىكند كه به يكى از وارثانش بدهكار است . امام عليه السلام فرمود : حال اقرار كننده در نظر گرفته مىشود ، پس اگر عادل و ايمن از گرايش به باطل است ، اقرارش مؤثر است ولى اگر بر خلاف آن است ، اقرارش جايز نيست مگر آنكه وارثان آن را اجازه دهند . »