السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
55
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
14 - ( 14 ) در كتاب الخصال روايت مىشود كه امام صادق عليه السلام فرمود : « دربارهء صفوان بن اميه جمحى سه سنت جارى شد ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله از وى هفتاد زره حطميه به صورت عاريه درخواست كرد . صفوان گفت : اى محمد صلى الله عليه و آله ! آيا غاصبانه و با زور مىگيرى ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بلكه عاريه پس دادنى است . صفوان گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! هجرت مرا بپذير ! پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : پس از فتح مكه هجرتى نخواهد بود . و همچنين صفوان عبايش را زير سرش گذاشته بود و در مسجد خوابيده بود . سپس براى دفع ادرار بيرون رفت . در اين حال شخصى آمد و عبايش را دزديد . . . » ادامه اين روايت تا : « دستش را قطع كرد » همانند روايت پيشين است . 15 - ( 15 ) انس بن مالك روايت مىكند كه : « پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ابو طلحه اسبى عاريه كرد و سوار شد و از فرزند اميه در نبرد حنين زرهى عاريه كرد . صفوان گفت : اى محمّد ! آيا غاصبانه و با زور مىگيرى ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بلكه عاريهء مضمونه پسدادنى است . » 16 - ( 16 ) زراره گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : آيا عاريه تضمين شده است ؟ امام عليه السلام فرمود : هر چيزى را كه عاريه گرفتى و تلف شد ، تلف آن بر عهدهء تو نيست مگر طلا و نقره كه اين دو لازم است مگر در صورتى كه شرط شود كه در صورت تلف ، تلف آنها بر عهدهء تو نباشد . و همچنين هر چه را عاريه گرفتى و عليه تو شرط شود ، بر عهدهء توست ولى طلا و نقره به تعهد توست ، هرچند عليه تو شرط نكند . » با سند ديگرى زراره از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « هرچه را عاريه گرفتى و عليه تو شرط شود ، به تعهد توست و طلا بر عهدهء توست هرچند عليه تو شرط نشود . » 17 - ( 17 ) اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام و امام موسى بن جعفر عليه السلام روايت مىكند كه فرمودند : « عاريهگيرنده ( بدون شرط ) ضامن نيست ، مگر در طلا و نقره كه اين دو بدون شرط ضمانت يا با شرط تضمين شدهاند . و فرمودند : هرگاه چيزى بدون اجازه صاحبش عاريه گرفته شود و آنگاه تلف شود پس عاريهگيرنده ضامن است . » در كتاب المقنع بخش نخست روايت آمده است .