السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

521

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

سپس نظر وى در همه اين موارد تغيير مىكند و مىگويد : نخست اين‌گونه مىخواستم و سپس بر خلاف خواست و نظر اولم تصميم گرفتم . آيا مىتواند از آن بازگردد و آنچه را قرار گذاشته براى ديگران قرار گذارد يا از آن بكاهد يا ديگران را با آنها شريك كند در صورتى كه آن را بخواهد ؟ امام عليه السلام مرقوم فرمود : هر كارى كه بخواهد مىتواند انجام دهد مگر آن‌كه نوشته‌اى عليه خود تنظيم كرده باشد . » 721 - ( 2 ) عمار بن مروان گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : وقتى مرگ پدرم رسيد به وى گفته شد : وصيت كن و او گفت : هر كارى كه فرزندم - عمر - انجام دهد ، صحيح است . امام عليه السلام فرمود : پدرت مختصر و فشرده وصيت كرد . گفتم : وى دستور داد فلان مبلغ به شما پرداخت شود . امام عليه السلام فرمود : انجام بده . گفتم : برادرم سفارش كرد برده مومن و اهل ولايتى را آزاد كنيم وقتى آزاد كرديم ، معلوم شد كه آن حلال‌زاده نبوده است . امام عليه السلام فرمود : از جانب وى مجزى و كافى است ( همانا حكايت آن حكايت كسى است كه قربانى را بنا بر فربه بودن مىخرد ، آن‌گاه آن را لاغر مىيابد كه از طرف وى كافى است . » باب 59 حكم وصيت به فرزند بودن برده‌اى و آزاد كردن برده‌اى بدون تعيين 722 - ( 1 ) ابو حمزه ثمالى گويد : « شخصى هنگام مرگ به فرزندش وصيت كرد و گفت : برده‌ام يسار فرزند من است . همانند يكى از خود به وى ارث بدهيد و برده ديگرم يسار را آزاد كنيد پس او آزاد است . پس رفتند از وى بپرسند كه كدام برده آزاد است و كدام يك ارث مىبرد ؟ زبانش بند آمد . آن‌گاه از مردم در اين باره تحقيق كردند ولى كسى براى اين پرسش پاسخى نداشت تا اين‌كه نزد امام صادق عليه السلام آمدند و مساله را مطرح كردند . امام عليه السلام فرمود : آيا كسى از زنان‌تان همراه شما هست ؟ گفتند : آرى چهار تن از خواهران‌مان همراه ما هستند و ما چهار برادر هستيم . امام عليه السلام فرمود : از آنان بپرسيد كدام يك از دو غلام وقتى نزد آنان مىرفت ، پدرشان مىگفت : از وى خود را نپوشانيد ، زيرا او برادرتان است .