السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

437

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

613 - ( 2 ) عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « يكى از عمو زادگانم نزد من آمد و براى حيّان سراج درخواست اجازه كرد . من نيز به وى اجازه دادم . حيّان وارد شد و به من گفت : اى ابا عبداللَّه ! مىخواهم از شما دربارهء مطلبى بپرسم كه آن را مىدانم ولى دوست دارم از شما دربارهء آن سؤال كنم . به من بگو كه آيا عمويت محمد بن على درگذشت ؟ گفتم : پدرم به من گفت كه در يكى از مزارعش بود كه شخصى نزد وى مىرود و مىگويد : عمويت را درياب . پدرم گفت : من درحالى نزد وى رفتم كه وى بيهوش بود ، آن‌گاه به هوش آمد و به من گفت : به مزرعه‌ات بازگرد . ولى من خوددارى كردم . تا اين‌كه براى بار دوم گفت : حتماً بايد بازگردى . من بيرون آمدم ولى هنوز به مزرعه نرسيده بودم كه نزد من آمدند و گفتند : او را درياب ! وقتى نزد وى بازگشتم ، مشاهده كردم زبانش بند آمده است . آن‌گاه تشتى درخواست كرد ( يا تشتى آوردند ) و شروع به نوشتن وصيتش كرد . من از آنجا حركت نكردم تا اين‌كه چشمانش را بستم و غسل و كفن و نماز و دفنش را انجام دادم . [ آن‌گاه امام صادق عليه السلام فرمود : ] پس اگر اين مرگ است به خدا سوگند حتما او مُرد . حيّان به من گفت : خداوند تو را رحمت كند ، امر بر پدرت مشتبه شده است . امام عليه السلام فرمود : گفتم : سبحان اللَّه ! - شگفتا - تو بر قلبت « صَدْف » وارد مىكنى . وى پرسيد : وارد كردن « صَدْف » بر قلب چيست ؟ گفتم : دروغ » . 614 - ( 3 ) ابراهيم بن محمد همدانى گويد : « به امام عليه السلام نوشتم : شخصى وصيت خود را مىنويسد ، آيا بر وارثان وى واجب است كارهايى را انجام دهند كه وى در وصيتش با خط خود نوشته ولى به آنان دستور نداده است ؟ امام عليه السلام مرقوم فرمود : اگر فرزند او هستند ( يا اگر فرزند دارد ) هرچه در نوشته پدرشان مىيابند - در راه‌هاى خير و غير آن - انجام مىدهند . » ابراهيم بن محمد همدانى گويد : « به امام موسى بن جعفر عليه السلام نوشتم : شخصى با دستخط خويش نوشته‌اى مىنويسد و به وارثانش نمىگويد : اين وصيت من است و نمىگويد : من وصيت كرده‌ام و فقط نوشته‌اى نوشته است . . . » ادامه روايت ، همانند روايت پيشين است . 615 - ( 4 ) در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « براى كسى كه قدرت بر سخن گفتن ندارد ، با اشاره وصيت كردن ، در صورتى كه فهميده شود صحيح است . » 616 - ( 5 ) ابو مريم از پدرش روايت مىكند كه گفت : « امامه دختر ابو عاص و زينب دختر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از حضرت فاطمه عليها السلام همسر على عليه السلام بود و بعد از اميرمؤمنان عليه السلام با مغيرة بن نوفل ازدواج كرد . در پايان عمر وى به بيمارى بسيار شديدى مبتلا شد به طورى كه زبانش بند آمد . در اين حال امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام بر بالين وى رفتند و او قدرت بر سخن گفتن نداشت . آن‌گاه آن دو امام عليهما السلام