السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

36

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

نخستين استاد وى پدرش بود . وى كه گام‌هاى نخستين علوم را پشت سر گذاشته بود ، برآن شد تا براى رسيدن به كمال سفر كند ؛ به همين خاطر به عراق رفت و در نجف جايگير شد و در نزد بزرگى چون ، شيخ عبدالكريم فتال نيشابورى شاگردى كرد و درس آموخت . پس از چندى به خانهء خدا رهسپار شد و حج گزارد و چندى در احساء ماند و سپس به كربلاى معلّا رفت و از آنجا به نجف اشرف بازگشت . پس از چندى به قصد زيارت ثامن‌الائمه به مشهد مقدس روانه شد و پس از ورود ، سيد محسن رضوى كه از فضلاى بزرگوار مشهد بود به پيشواز وى رفت و در خانهء خود مهمانش كرد و اين زمانى بود كه سيد محسن رضوى در نزد چنين استادى زانوى ادب بر زمين زد و شاگردى كرد . ابن ابى جمهور به چيره‌دستى در مناظره معروف است و در يكى از همين مناظرات ميان خود و يك عالم اهل سنت هراتى بود كه طى سه جلسه سرانجام عالم هراتى شكست خورد و به درخواست شاگردان ابى جمهور ، كتابى به نام مناظرة بين الغروى و الهروى كه همه مربوط به همين مناظره بود ، نگاشته شد . ابن ابى جمهور پس از پانزده سال ماندن در مشهد مقدس ، سفر دوم خود به خانهء خدا را آغاز كرد و پس از گزاردن حج به نجف اشرف رفت و دو سال در آنجا بود و سپس به مشهد مقدس بازگشت و تا پايان روزگار خود در آنجا ماند و زندگى كرد . استادانى كه وى در نزد آنها آموخت ، پدر بزرگوارش شيخ زين‌الدين على احسائى ، سيد شمس‌الدين محمد موسوى احسائى ، شيح حسن بن عبدالكريم فتال غروى و شيخ على بن هلال جزائرى بودند . شاگردانش نيز سيدمحسن رضوى ، شيخ ربيعه جزائرى ، سيد شرف‌الدين طالقانى ، شيخ على كركى معروف به محقّق ثانى و . . . بودند . چون ابن ابى جمهور در محبت اهل بيت افراط كرد و مىكوشيد تا ميان عرفان ، فلسفه و كلام را آشتى دهد و هماهنگى ايجاد كند ، در ميان گروهى از علما و فقها جنجال‌برانگيز شده است ! به هر روى در اين كه وى عالمى است عارف و شيعه ، شك نيست . از خاكجاى وى اطلاعى در دست نيست .