السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

339

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

فرو رفت . در اين مدت من و پدرم در برابر وى ساكت و خشمگين ايستاده بوديم وقتى ايستادن ما به طول انجاميد ، پدرم خشمگين شد و قصد وى را كرد ، چنين بود كه هرگاه پدرم خشمگين مىشد با عصبانيت به آسمان مىنگريست به طورى كه هركس نگاه مىكرد آثار خشم را در چهره وى مشاهده مىكرد وقتى هشام اين حالت را در چهره پدرم مشاهده كرد ، به وى گفت : اى محمد ! نزد من بيا . آن‌گاه پدرم بالاى تخت رفت و من نيز به دنبالش حركت كردم وقتى به هشام رسيد ، در برابر پدرم به‌پا خاست و او را در آغوش كشيد و در طرف راست خودش نشاند ، سپس مرا در آغوش گرفت و سمت راست پدرم نشاند . سپس به پدرم رو كرد و گفت : اى محمد ! تا وقتى همانند تو در ميان قريش است آنان بر عرب و عجم سرورى مىكنند . براى خداست اين مهارت و هنر تو در تيراندازى . چه كسى اين‌گونه تيراندازى را به تو آموزش داد ؟ و چه مدت آن را فراگرفتى ؟ پدرم فرمود : مىدانستم كه اهل مدينه در تيراندازى فرومىروند ، من نيز در دوران جوانى در آن فرورفتم ، سپس آن را رها كردم ولى وقتى اميرالمؤمنين از من آن را خواست به آن بازگشتم . هشام گفت : از وقتى كه درك كرده‌ام هرگز همانند اين تيراندازى نديده‌ام و گمان نمىكنم كه بر روى زمين كسى اين‌گونه تيراندازى كند ، آيا جعفر نيز مىتواند مثل تو تيراندازى كند ؟ پدرم فرمود : ما كمال و تمام را كه خداوند بر پيامبرش فروفرستاد از يكديگر به ارث مىبريم . . . » 452 - ( 7 ) حفص بن بخترى روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام در تيراندازى و مسابقه اسب‌سوارى حاضر مىشد . ارجاعات گذشت : در بسيارى از روايات باب پيشين مناسب با اين بحث هست . در روايت ششم از همين باب فرموده معصوم عليه السلام كه : « چيزى نيست كه فرشتگان در آن حضور يابند جز مسابقه اسب‌سوارى . » باب 3 جواز مسابقه و شرطبندى 453 - ( 1 ) حفص از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « مسابقه يا عوض و جايزه [ روا ] نيست مگر در شتردوانى يا اسب‌سوارى يا تيراندازى » يعنى مسابقه در تيراندازى . اين روايت از عبدالله بن سنان نيز نقل شده است . 454 - ( 2 ) ابن ابى جمهور در كتاب درراللئالى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : « مسابقه يا جايزه نيست مگر در تيراندازى يا شتردوانى يا اسب‌سوارى . » واژه « سبق » در اين روايت با سكون و فتحه « ب » روايت شده است . « 1 »

--> ( 1 ) . سَبَق بر وزن حَسَن به معناى جايزه و مالى كه به برنده داده مىشود ، است و « سَبْق » مانند فرد به معناى مسابقه است .