السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

311

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 3 حكم بخشيدن طلب به فرزند و سپس به بدهكار 405 - ( 1 ) صفوان بن يحيى گويد : « از امام رضا عليه السلام سؤال كردم : شخصى از ديگرى طلبكار بود و آن را به فرزندش بخشيد . آن‌گاه بدهكار دربارهء بدهىاش با وى صحبت كرد و او گفت : در دنيا و آخرت چيزى بدهكار نيستى و آن را به وى بخشيد در حالى كه پيش‌تر به فرزندش بخشيده بود . امام عليه السلام فرمود : آرى ، آن را به فرزندش بخشيد ، سپس از او گرفت و به بدهكار بخشيد . » مرحوم شيخ طوسى قدس سره در كتاب الاستبصار ، اين روايت را در موردى حمل كرده است كه فرزند بالغ باشد . ارجاعات مىآيد : در روايات باب هفتم مناسب با اين بحث خواهد آمد . باب 4 جواز فرق گذاشتن ميان همسران و فرزندان 406 - ( 1 ) ابوبصير گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى به برخى از فرزندانش چيزى مىبخشد . امام عليه السلام فرمود : اگر توانگر است اشكال ندارد و اگر تنگدست است اين كار را نكند . » 407 - ( 2 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه از امام صادق عليه السلام سؤال شد : « شخصى در ميان فرزندانش در بخشش و عطيه تفاوت مىگذارد . امام عليه السلام فرمود : در صورتى كه سالم است اشكال ندارد ، در مالش هرگونه كه بخواهد تصرف مىكند و اگر بيمار است و بر اثر آن بيمارى بميرد ، جايز نيست . و فرمود : هرگاه شخصى به فرزندش آنچه مىخواهد ببخشد و ميان آنان در بخشش فرق گذارد به شرط آن‌كه آنچه را كه بخشيده از ملك خود بيرون و به ملك كسى كه به وى بخشيده داخل كند و سالم و جايز التصرف باشد ، اشكالى در آن نيست . مالش متعلق به اوست در هر كجا كه دوست داشته باشد مصرف مىكند . به تحقيق على عليه السلام با فرزندش حسن عليه السلام اين‌گونه رفتار كرد و امام حسين عليه السلام با فرزندش على عليه السلام همين‌طور رفتار كرد . پدر من نيز چنين كرد و من نيز انجام دادم . »