السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

235

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

303 - ( 15 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه نزد امام صادق عليه السلام نام على عليه السلام به ميان آمد ، امام عليه السلام فرمود : « وى بنده خدا بود كه خداوند بهشت را برايش واجب كرد با اين حال اموالش را صدقه غير قابل برگشت قرار داد كه پس از وى براى نيازمندان جريان يابد و فرمود : خدايا ! من اين مال را قرار مىدهم تا آتش را از چهره من دور كنى و چهره مرا از آتش دور كنى . » جابر بن يزيد جعفى از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « چگونه گروهى در انجام كارهاى خير بىرغبت هستند ؟ درحالى كه اميرمؤمنان عليه السلام بنده خدا بود كه بهشت را برايش واجب كرد با اين حال اموال محبوب خويش را صدقه غير قابل برگشت قرار داد . . . » ادامه اين روايت ، همانند روايت پيشين است . 304 - ( 16 ) محمد بن مهران بن محمد گويد : « امام صادق عليه السلام وصيت كرد كه هفت موسم حج برايش عزادارى و نوحه‌سرايى كنند و براى هر موسم مالى را وقف كرد كه هزينه آن شود . » 305 - ( 17 ) عبدالملك بن عبدالعزيز گويد : « هنگامى كه عبدالملك بن مروان به خلافت رسيد موقوفات پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را به امام سجاد عليه السلام تحويل داد و آنها به يكديگر ضميمه شده بودند . آن‌گاه عمر بن على نزد عبدالملك رفت و از وى دادخواهى كرد . عبدالملك به وى گفت : در پاسخ تو اشعار ابن ابى الحقيق را مىگويم : آن‌گاه كه انگيزه‌هاى نفسانى متمايل شوند و شنونده براى گوينده دم فروبندد و مردم با عقل و انديشه به مبارزه پردازند ، در آن هنگام به حكم عادلانه و پايان‌دهنده قضاوت مىكنيم . باطل را حق قرار نمىدهيم و حق را با باطل نمىپوشانيم . از آن مىترسيم كه عقل و انديشه ما به سفاهت گرايد و در روزگار به فراموش‌شدگان بپيونديم . » 306 - ( 18 ) عبدالرحمان بن حجاج گويد : « امام موسى بن جعفر عليه السلام وصيت اميرمؤمنان عليه السلام را براى من فرستاد و آن اين است : به نام خداوند مهرگستر و بخشنده [ بر همه موجودات در اين جهان و بر مؤمنان در دو جهان ] اين وصيت و حكم بنده خدا على عليه السلام دربارهء اموالش است براى طلب خشنودى خدا تا به اين وسيله مرا وارد بهشت كند و از آتش بر كنار دارد و آتش را از من دور كند . در آن روزى كه صورت‌هايى سفيد و چهره‌هايى سياه مىشود . آنچه در ينبع دارم و در آن محل و اطراف آن براى من معروف است همراه بردگان آن وقف كردم به جز رباح ، ابونيزر و جبير كه آزاد هستند و هيچ‌كس سلطه‌اى بر آنان ندارد . آنها آزادشدگان منند كه به مدت پنج سال در آن‌جا كار مىكنند و هزينه زندگى خود و خانواده‌شان از آنجا تأمين مىشود . و هر آنچه در وادى القرى دارم براى فرزندان فاطمه وقف كردم و بردگانش را وقف كردم .