السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
167
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
فصل هجدهم : ابواب وكالت باب 1 - جواز وكالت در ازدواج ، طلاق ، معاملات و بقاى وكالت تا آگاهى وكيل از بر كنار شدن 190 - ( 1 ) در كتاب العوالى روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عمروبن اميه ضمرى را در پذيرش ازدواج ام حبيبه - كه در حبشه بود - وكيل كرده و ابورافع را در پذيرش ازدواج ميمونه دختر حارث هلالى - خالهء عبداللَّه بن عباس - و عروة بن جعد بارقى را در خريدن گوسفند قربانى و سعاة را براى گرفتن صدقات وكيل كرد . 191 - ( 2 ) در همان كتاب روايت مىشود كه اميرمؤمنان عليه السلام برادرش عقيل را در مجلس ابوبكر و عمر وكيل خود قرار داد و فرمود : « اين عقيل است ، آنچه عليه او حكم شود بر من است و آنچه براى وى حكم شود براى من است . و عبداللَّه بن جعفر را در مجلس عثمان وكيل خود قرار داد . » 192 - ( 3 ) جابر بن يزيد و معاوية بن وهب از امام صادق عليه السلام روايت مىكنند كه فرمود : « هركس شخصى را براى انجام كارى وكيل كند ، وكالت او براى هميشه پابرجاست تا وقتى كه به وى ابلاغ كند كه از آن بيرون رود همان گونه كه از وى خواست در آن وارد شود . » 193 - ( 4 ) هشام بن سالم روايت مىكند كه از امام صادق عليه السلام سؤال شد : « شخصى ديگرى را براى انجام كارى وكيل كرد و دو گواه براى آن گرفت . آنگاه وقتى وكيل براى انجام آن كار بيرون رفت موكِّل گفت : شاهد باشيد كه من فلانى را از وكالت بر كنار كردم .