السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

989

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

1638 - ( 2 ) عبدالله بن بكير گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : براى شخصى زعفران كشت مىشود . كشاورزان او كفالت مىكنند كه از هر چهل من زعفران تر يك من زعفران خشك تحويل دهند و بر زعفران خشك با هم مصالحه مىكنند زيرا زعفران پس از خشك شدن سه‌چهارم آن كاهش مىيابد و يك‌چهارم آن باقى مىماند و اين مطلب تجربه شده است . امام عليه السلام فرمود : شايسته نيست . گفتم : حتى اگر انسان امينى را براى خشك كردن آن بگماريم ، نمىتواند آن را حفظ كند ؛ زيرا در شب انجام مىشود . امام عليه السلام فرمود : از ابتدا به اين شرط زمين را به وى واگذار مىكند كه در هر چهل من زعفران ، يك من براى تو باشد . » 1639 - ( 3 ) محمد بن مسلم گويد : « از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام سؤال كردم : آيا تخمين خرماى نخل براى انسان صحيح و گذراست ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى . گفتم : اگر محصول نخلستان بيش از مقدار تخمين زده باشد ، آيا براى وى حلال است ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى . » 1640 - ( 4 ) محمد بن عيسى از على بن مهزيار روايت مىكند كه : « به امام عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! زمينى در اختيار من است و نزد ما معامله كنندگان - اجاره كنندگان و حكومت - بر اساس مقدار مشخصى از محصول در هر جريب قرار داد مىبندند . آيا اين جايز است ؟ امام عليه السلام فرمود : بايد آن معامله با طلا باشد . گفتم : مردم در محل ما تنها به همين صورت معامله مىكنند نه به صورت‌هاى ديگر . آيا جايز است با آنها با درهم معامله كنم و سپس به‌جاى آن مواد خوراكى تحويل بگيرم . امام عليه السلام فرمود : هنگامى كه مواد خوراكى تحويل مىگيرى ، براى تو فايده‌اى ندارد . ( يا از گرفتن درهم چه هدفى دارى ) ؟ گفتم : همانا در زمين شما و زمين من شيوهء ديگرى جز اين ممكن نيست . محمد بن عيسى گويد : على بن مهزيار [ در توضيح سخن خود ] به من گفت : زمينى از امام و زمينى از خودم در اختيار من است . آن‌گاه على بن مهزيار به امام گفت : افزون بر آن ، اين كار براى ما زيان‌آور است . يعنى در زمين امام عليه السلام و زمين خودش يا راه ديگرى پيش روى ما براى معامله وجود ندارد . امام عليه السلام فرمود : من اين‌گونه معامله را به تو اجازه دادم . محمد بن عيسى به على بن مهزيار گفت : آيا امام عليه السلام به تو و به همه مردم اجازه داد ؟ على بن مهزيار به من گفت : از اين‌كه براى همهء شيعيان از امام اجازه نگرفتم ، پشيمان شدم . على بن مهزيار به امام عليه السلام گفت : آيا اين اجازه به دليل ناچارى و ضرورت است ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى . »