السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

917

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 2 بخشى از احكام شركاء 1519 - ( 1 ) حسين بن مختار گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : يكى از دو شريك متوجه مىشود كه شريكش به او خيانت مىكند . آيا براى وى جايز است كه بدون آگاهى وى به مقدارى كه او برداشته ، از مالش بردارد ؟ امام عليه السلام فرمود : زشت و ناپسند است ! همانا آنان با پيمان و امانتى از سوى خدا با هم شريك شدند و من دوست دارم كه اگر چيزى از اين امور را مشاهده كرد ، بر وى بپوشاند و دوست ندارم بدون آگاهى او ، چيزى از او بردارد . » 1520 - ( 2 ) در كتاب عوالى اللئالى روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « هركس در خانه يا باغى شريك دارد ، آن را نفروشد تا از شريكش اجازه بگيرد كه اگر شريكش بخواهد ، آن را بردارد و اگر از آن ناخشنود بود ، آن را رها كند . » 1521 - ( 3 ) سائب بن ابى سائب گويد : « من در زمان جاهليت ، شريك پيامبر صلى الله عليه و آله بودم . در فتح مكه هنگامى كه آن حضرت وارد مكه شد ، به من فرمود : آيا مرا مىشناسى ؟ گفتم : آرى . تو شريك من و بهترين شريك هستى . هرگز مانع رسيدن سود به من نمىشدى و با من جدال نمىكردى » . 1522 - ( 4 ) در كتاب العوالى روايت مىشود كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « دست خدا روى سر دو شريك است تا وقتى كه به يكديگر خيانت نكنند . » 1523 - ( 5 ) در همان كتاب از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىشود كه : « خداوند تعالى مىفرمايد : تا وقتى كه دو شريك به يكديگر خيانت نكنند ، من با آنها هستم . هروقت يكى از آنان به ديگرى خيانت كرد ، من از ميان آنها بيرون مىروم . »