السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

807

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

1339 - ( 12 ) ابن عباس روايت مىكند كه : « . . . حضرت فاطمه عليها السلام به سلمان فرمود : اى سلمان ! لباس مرا نزد شمعون يهودى ببر و بگو : فاطمه عليها السلام دختر محمد صلى الله عليه و آله مىگويد : در برابر اين لباس يك صاع [ / سه كيلوگرم ] خرما و يك صاع جو به من قرض بده - ان‌شاءالله - آن را به تو پرداخت خواهم كرد . سلمان لباس حضرت فاطمه عليها السلام را نزد شمعون برد و به وى گفت : اى شمعون ! اين لباس حضرت فاطمه عليها السلام دختر پيامبر صلى الله عليه و آله است . وى مىگويد : در برابر اين لباس يك صاع خرما و يك صاع جو به من قرض بده - ان‌شاءالله - آن را پرداخت خواهم كرد . شمعون لباس را گرفت . . . » 1340 - ( 13 ) در كتاب مناقب ابن شهر آشوب آمده است : « حضرت فاطمه عليها السلام لباسش را نزد همسر زيد يهودى به رهن گذاشت و جو قرض كرد . وقتى زيد وارد خانه شد ، گفت : اين نور از كجاست كه در خانهء ماست ؟ همسرش گفت : آن از لباس فاطمه است . زيد در همان حال مسلمان شد و به دنبال او ، همسرش و همسايگان‌شان مسلمان شدند ؛ به طورى كه در اين ماجرا هشتاد نفر مسلمان شدند . » 1341 - ( 14 ) مروك بن عبيد با واسطه از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « نزد هركس رهن مطمئن‌تر از برادر مسلمانش باشد ، من از او بيزارم ( يا خدا از او بيزار است ) ! » 1342 - ( 15 ) سالم گويد : « از امام صادق عليه السلام دربارهء اين روايت كه مىگويد : هركس به رهن بيش از برادر مومنش اعتماد داشته باشد ، من از وى بيزارم ، سؤال كردم . امام عليه السلام فرمود : اين وقتى است كه قائم ما اهل بيت عليهم السلام ظهور كند . گفتم : مقصود از روايتى كه مىگويد : سود مؤمن بر مؤمن رباست ، چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : اين در زمانى است كه قائم ما اهل‌بيت عليهم السلام ظهور كند ولى امروز اشكال ندارد انسان به برادر مؤمنش جنس بفروشد و از او سود ببرد . »