السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

755

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

باب 16 كراهت درخواست طلب از بدهكار 1240 - ( 1 ) حمّاد بن عثمان گويد : « يكى از ياران امام صادق عليه السلام نزد وى آمد و از يكى ديگر از ياران امام عليه السلام به وى شكايت كرد . طولى نكشيد كه فردى كه از وى شكايت شده بود ، نيز وارد شد و امام صادق عليه السلام به وى فرمود : براى فلانى چه اتفاقى افتاده كه از تو شكايت مىكند ؟ آن مرد گفت : وى از اين شاكى است كه من حقّم را از او ( با پافشارى ) درخواست كرده‌ام . امام عليه السلام با شنيدن اين جمله با حالت خشم نشست و فرمود : گويا مىپندارى با ( پافشارى ) در درخواست حقّت به وى بدى نكرده‌اى ؟ آيا مىبينى آنچه خداوند در كتابش بازگو كرده است ؟ « و از سختى حسابرسى بيمناك‌اند . » آيا مىپندارى كه آنان از جور و ستم خداوند بيمناك‌اند ؟ نه به خدا سوگند ! آنها نمىترسند مگر از درخواست پرداخت و خداوند آن را سختى حسابرسى ناميده است . پس هركس ( با پافشارى ) حقش را درخواست كند ، به تحقيق بدى كرده است . » 1241 - ( 2 ) حمّاد بن عثمان روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام به مردى فرمود : « ميان تو و برادرت چه گذشت ؟ آن مرد گفت : فدايت شوم ! من مالى از وى طلبكار بودم پس با پافشارى حقم را از وى درخواست كردم . امام عليه السلام فرمود : به من بگو ، اين‌كه خداوند مىفرمايد : « و از سختى حسابرسى مىترسند » ، آيا مىپنداريد كه آنان از ظلم و ستم خداوند بيمناكند ؟ نه بلكه آنان از پافشارى و پرسش‌هاى مكرر و دقت بسيار مىترسند . »