السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
745
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
على بن ابراهيم گويد : « هركس از ديگرى مالى طلبكار باشد و بدهكار آن را اسراف و در راه نافرمانى خدا هزينه نكرده باشد ، آنگاه نسبت به پرداخت آن در تنگنا قرار گيرد ، طلبكار وظيفه دارد به وى فرصت دهد تا خداوند به او روزى دهد و بپردازد و اگر پيشواى دادگرى بر سر كار است پس پرداخت آن برعهدهء اوست ؛ به دليل سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود : هركس مالى واگذارد ، براى وارثانش است و هركس بدهى يا نانخورى بر جاى گذارد ، به عهدهء من و به سوى من است . و آنچه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برعهده گرفته است ، به عهدهء پيشواى جامعه است و اگر طلبكار توانگر است ، طلبش را به بدهكار صدقه دهد يا او را رها كند ، برايش بهتر است ؛ به دليل سخن خداوند كه فرمود : « و صدقه دادن آن براىتان بهتر است اگر بدانيد . » 1226 - ( 12 ) عباس با واسطه از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « پيشواى جامعه ، بدهىهاى مؤمنان را از جانب آنان مىپردازد ؛ بهجز مهريهء زنان را . » اين حديث از مشرقى با واسطهء تعدادى نيز روايت شده است . 1227 - ( 13 ) وليد بن صبيح گويد : « پس از كشته شدن معلى بن خنيس ، شخصى نزد امام صادق عليه السلام ادعا كرد كه معلّى به وى بدهكار بوده است و گفت : او حقّ مرا از ميان برد . امام عليه السلام به وى فرمود : كسى كه او را كشت حق تو را از ميان برد . آنگاه امام عليه السلام به وليد فرمود : به سوى اين مرد برو و حقش را بپرداز ؛ زيرا من مىخواهم پوست معلى را خنك كنم ؛ هرچند پوست او خنك است . [ كنايه از برداشتن عذاب از او ] . ارجاعات گذشت : در روايات باب دهم ، يازدهم و دوازدهم از بابهاى مستحقان زكات ، مناسب با اين بحث هست . مىآيد : در باب بعدى مناسب با اين بحث خواهد آمد . در روايت ششم از باب بيستم فرمودهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه : « هركس بدهى بهجاى گذارد ، به عهدهء من است . »