السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

709

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

1162 - ( 3 ) در كتاب احتجاج طبرسى از امام موسى بن جعفر عليه السلام از پدرش عليه السلام از نياكانش عليهم السلام از امام حسين عليه السلام روايت مىشود كه فرمود : « يكى از يهوديان اهل شام و از علماى آنان ، تورات ، انجيل ، زبور و كتاب‌هاى پيامبران را خوانده بود و دلايل آنان را مىشناخت . وى به مجلسى آمد كه ياران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، از جمله على عليه السلام ، ابن‌عباس ، ابن‌مسعود و ابو سعيد جهنى در آن بودند . عالم يهودى به ياران پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : اى امت محمد صلى الله عليه و آله ! شما تمام درجات پيامبران و همهء فضايل رسولان را به پيامبر خود نسبت مىدهيد . پس آيا به پرسش‌هاى من دربارهء وى پاسخ مىدهيد ؟ ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از سخن وى به وحشت افتادند ولى على عليه السلام فرمود : آرى ، خداوند به هيچ پيامبر درجه و به هيچ فرستاده‌اى فضيلتى نداد مگر آن‌كه همهء آنها را براى محمد صلى الله عليه و آله گرد آورد . حديث ادامه مىيابد تا آنجا كه دانشمند يهودى به اميرمؤمنان عليه السلام گفت : مسيحيان بر اين باورند كه عيسى عليه السلام با اجازهء خداوند ، مرده زنده مىكند . على عليه السلام فرمود : همين‌گونه است و در دست محمد صلى الله عليه و آله نيز نُه دانه سنگريزه ، تسبيح خدا را گفتند ، به طورى كه آهنگ آنها شنيده مىشد . با اين‌كه آنها جامد و بىروح بودند و اين كار به دليل كامل شدن دليل پيامبرى وى بود . همچنين مردگان - پس از مرگ - با پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگفتند و از پى آمدهاى آنچه مىترسيدند از وى يارى مىخواستند . يك روز پس از برگزارى نماز ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رو به ياران خود كرد و فرمود : آيا از خاندان بنى نجّار كسى در اينجا نيست ؟ يكى از وابستگان‌شان به خاطر سه درهم كه به فلان يهودى بدهكار است بر درِ بهشت نگه داشته شده است و آن شخص شهيد بود . . . » 1163 - ( 4 ) ابو ثمامه گويد : « به امام جواد عليه السلام گفتم : من بدهكارم و با اين حال مىخواهم ساكن مكه و مدينه شوم . شما در اين باره چه نظرى داريد ؟ امام عليه السلام فرمود : به مكان پرداخت بدهىات بازگرد و مواظب باش به گونه‌اى با خدا ديدار كنى كه بدهى نداشته باشى . همانا مؤمن خيانت نمىكند . » اين حديث با سند ديگرى نيز روايت شده است . با اين تفاوت كه در سؤال آن ، اين‌گونه آمده است : « من به مرجئه بدهكارم . . . »