السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
541
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
باب 15 حكم از رونق افتادن درهمهاى قرض داده شده 902 - ( 1 ) يونس گويد : « به امام رضا عليه السلام نوشتم : من سه هزار درهم از شخصى طلبكارم . زمانى قرض دادن آن درهمها در ميان مردم رواج داشت ولى اكنون از رونق افتاده است . آيا من همان درهم را از وى طلبكارم يا درهم هايى كه امروز در ميان مردم رايج است ؟ امام عليه السلام در پاسخ مرقوم فرمود : تو حق دارى درهمهاى رايج در ميان مردم را از وى بگيرى ؛ همانگونه كه درهمهاى رايج در ميان مردم را به وى دادى . » 903 - ( 2 ) در كتاب المقنع آمده است : « اگر از شخصى تعدادى درهم قرض كردى ، سپس آنها از رونق افتاد و اوضاع تغيير كرد و ديگر چيزى با آنها معامله نشد ، پس براى صاحب آن درهمها ، درهمهاى رايج در ميان مردم است . » 904 - ( 3 ) يونس گويد : « به امام رضا عليه السلام نوشتم : من از شخصى تعدادى درهم طلبكار هستم ولى حكومت ، آن درهمها را از رواج انداخته و درهمهاى مرغوبترى را جايگزين آنها كرده و امروز آنها كاهش يافته است . با اين وضع من كدام درهمها را از او طلبكارم ؟ درهمهاى اول كه حكومت آنها را از رواج انداخته يا درهم هايى را كه حكومت رايج كرده است ؟ امام عليه السلام مرقوم فرمود : درهمهاى اول مال توست . » در كتاب من لا يحضره الفقيه روايت مىشود كه يونس بن عبدالرحمن به امام رضا عليه السلام نوشت : « من از شخصى ده درهم طلبكارم . حاكم ، آن درهمها را از رواج انداخته و درهمهاى بهترى آورده است . با اين وضع ، درهمهاى نخست كاهش يافته است . . . » ادامهء اين حديث ، مانند حديث پيشين است . پس از پايان حديث ، مرحوم صدوق قدس سره مىفرمايد : « استاد ما محمد بن حسن قدس سره حديثى روايت كرده كه درهمهاى رايج در ميان مردم حق اوست . » 905 - ( 4 ) صفوان گويد : « معاوية بن سعيد از امام عليه السلام سؤال كرد : شخصى از ديگرى تعدادى درهم قرض كرد . سپس آن درهمها از رونق افتاد يا تغيير كرد به طورى كه چيزى با آنها معامله نمىشود . صاحب درهمها ، درهمهاى اولى را طلبكار است يا درهمهاى رايج در ميان مردم را ؟ امام عليه السلام فرمود : براى صاحب درهمها ، درهمهاى اول است . »