السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

515

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

848 - ( 7 ) منصور صيقل گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شمشيرى مىخرم كه نقرهء آن كمتر يا بيشتر از بهاى آن است . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . » اين حديث ، مخالف حديث پيشينِ منصور صيقل است . مرحوم شيخ طوسى قدس سره در كتاب الاستبصار مىفرمايد : « توجيه اين حديث اين‌گونه است كه اشتباهى از سوى راوى در آن انجام گرفته است . » 849 - ( 8 ) عبدالله بن سنان گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : من از شخصى مقدارى درهم طلبكارم . او به‌جاى آن يك سرمه دان نقره‌اى [ پر از سرمه ] به من مىدهد . امام عليه السلام فرمود : نقرهء آن در برابر نقره و به مقدار سرمه‌اى كه در آن وجود دارد ، از او [ درهم ] طلبكار هستى تا در قيامت به تو پرداخت كند . » 850 - ( 9 ) على بن جعفر گويد : « از برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام سوال كردم : آيا جايز است نقرهء به كار رفته در سفره ، كاسه ، شمشير ، كمربند ، زين و افسار با درهم كمتر يا بيشتر از آن معامله شود ؟ امام عليه السلام فرمود : نقره با دينار معامله مىشود و چيزهاى ديگر آنها با درهم . » 851 - ( 10 ) عطاء بن يسار گويد : « معاويه كاسهء زرينى را به بيش از نقرهء آن فروخت . ابو دردا به وى گفت : از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيدم كه از اين‌گونه معامله نهى مىكرد مگر به صورت هم اندازه . معاويه به او گفت : من در اين معامله اشكالى نمىبينم . ابودردا گفت : چه كسى مرا نسبت به معاويه معذور مىدارد ؟ من از پيامبر صلى الله عليه و آله براى او حديث مىگويم واو مرا از رأى خويش آگاه مىكند . به خدا سوگند ! از اين پس در سرزمينى كه تو در آن هستى ، سكونت نخواهم كرد . آن‌گاه ابودردا نزد عمر آمد و ماجرا را براى وى بازگو كرد . عمر به معاويه نوشت : اين‌گونه معامله نكن مگر هم‌وزن را با هم‌وزن . » 852 - ( 11 ) در كتاب فقه الرضا آمده است : « اگر لباسى كه ده درهم ارزش دارد به بيست درهم بفروشد يا انگشترى كه يك درهم ارزش ندارد به ده درهم بفروشد تا وقتى كه نگين روى آن است ، اشكالى ندارد و ربا نيست . »