السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

421

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

661 - ( 2 ) سكونى از امام صادق عليه السلام از پدرش عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « شخصى از ديگرى مشك روغن خريد و مدتى آن را در انبار گذاشت . آن‌گاه بر روى آن رويهء سياهى مشاهده كرد . از اين رو نزد امير مؤمنان عليه السلام از فروشنده شكايت كرد . على عليه السلام دربارهء او اين‌گونه قضاوت كرد و فرمود : به اندازه رويهء آن ، روغن طلبكارى . فروشنده گفت : من آنها را با هم فروختم . على عليه السلام فرمود : او از تو روغن خريد ، نه چيز ديگرى كه با آن مخلوط است . » 662 - ( 3 ) ابوصادق گويد : « امير مؤمنان عليه السلام وارد بازار خرما فروشان شد . در آنجا زنى را ديد كه با چشم گريان از مرد خرما فروشى شكايت مىكند . امام عليه السلام از آن زن پرسيد : چرا مىگريى ؟ زن گفت : از اين مرد يك درهم خرما خريدم . زير آن ، خرماى نامرغوب بود و مثل خرمايى نبود كه ديده بودم . على عليه السلام به خرما فروش فرمود : بهاى خرما را به زن بازگردان . آن مرد خوددارى كرد تا اين‌كه على عليه السلام سه مرتبه اين جمله را به زبان آورد . وقتى باز هم آن مرد از بازگرداندن پول زن خوددارى كرد ، امام تازيانه را بالاى سر خرمافروش برد تا سرانجام پول زن را پس داد . » و فروختن خرما در ظرف براى على عليه السلام ناخوشايند بود . ارجاعات گذشت : در روايات باب چهل و پنجم از باب‌هاى كسب‌هاى روا و ناروا و باب دوازدهم از باب‌هاى خيار ، آنچه بر اين باب دلالت مىكند .