السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

383

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

معامله صحيح نيست مگر آن‌كه بهاى برده بيشتر از مال وى باشد تا خود برده در مقابل مازاد بهايش نسبت به مال قرار گيرد مگر آن‌كه مال همراه برده درهم و بهاى آن طلا باشد يا مال همراه برده طلا و بهاى آن درهم باشد كه در اين صورت تفاوت ميان آن دو اشكال ندارد ؛ چون از دو نوع هستند . » 614 - ( 10 ) عبدالوارث بن سعيد گويد : « در مكه با ابوحنيفه و ابن ابى ليلى و ابن شبرمه برخورد كردم . از ابوحنيفه سوال كردم : نظر شما دربارهء كسى كه كالايى را مىفروشد و در ضمن معامله چيزى را شرط مىكند ، چيست ؟ ابو حنيفه گفت : معامله و شرط هر دو باطل است . سپس نزد ابن ابى ليلى رفتم و همان مسئله را از وى سوال كردم . وى گفت : معامله صحيح ولى شرط باطل است . پس از آن نزد ابن شبرمه رفتم و از وى نيز سوال كردم . او گفت : معامله و شرط هر دو صحيح است . با خود گفتم : خداوند پاك و منزه است . شما هر سه از فقيهان عراق هستيد و پاسخ يك مسأله را اين‌گونه متفاوت براى من بيان مىكنيد ! آن‌گاه بار ديگر نزد ابوحنيفه رفتم و نظر ابن ابى ليلى و ابن شبرمه را براى وى بازگو كردم . او گفت : من نمىدانم چرا آنها اين‌گونه فتوا دادند . عمرو بن شعيب از پدرش از جدش براى من روايت كرد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از معامله و شرط كردن در آن نهى كرد . پس معامله و شرط هر دو باطل است . سپس بار ديگر نزد ابن ابى ليلى رفتم و ماجرا را برايش باز گو كردم . او نيز گفت : من كارى به گفتهء آنها ندارم . هشام بن عروة از پدرش براى من روايت كرد كه عايشه گفت : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به من دستور داد بريره را بخرم ، پس او را آزاد كرد . پس معامله صحيح و شرط باطل است . سپس نزد ابن شبرمه رفتم و ماجرا را براى وى بازگو كردم . او گفت : من نمىدانم آنها چه گفته‌اند ! مسعر بن كدام از محارب بن دثار روايت مىكند كه جابر بن عبدالله گفت : من شتر ماده‌اى به پيامبر صلى الله عليه و آله فروختم و او با من شرط كرد كه شتر را به شهر مدينه [ نزد او ] ببرم . پس معامله و شرط ، هر دو جايز است . » 615 - ( 11 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه از امام صادق عليه السلام سوال شد : « شخصى كالايى را به اين شرط خريد ، كه شخص غايبى - به غير از خريدار و فروشنده - كه از او نام برد ، خيار برهم زدن معامله را داشته باشد . آن شخص پس از مدت طولانى از سفر بازگشت و معامله را بر هم زد . امام عليه السلام فرمود : اگر جنس خريدارى شده داراى درآمدى است ، خريدار بر مقدارى از آن كه هزينه كرده و درآمد داشته است سوگند داده مىشود . اگر از سوگند خوددارى كند ، به كسى كه درخواست سوگند كرده است ، گفته مىشود : تو بر آنچه او برداشت كرده ، سوگند بخور و آنچه را هزينه كرده به وى بپرداز . پس اگر از سوگند خوددارى كرد ، آن چيز به حال خود رها مىشود ؛ زيرا آن طول كشيده و كهنه شده است . پس اگر كالا افزايش يا كاهش يافته باشد ، قيمت آن در روز تحويل برعهدهء اوست و اگر آن [ بازگشت شخص غايب ] در چند روز اندك باشد ، اشكال ندارد و شرط خريدار محفوظ است . »