السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

295

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

و در روايت بيست و يكم فرموده معصوم عليه السلام كه : « اى گروه تاجران ! سوگندهايى را كه ياد مىكنيد ، با صدقه درهم آميزيد تا تجارت‌تان پاك و حلال شود . » و در روايت بيست و دوم فرموده معصوم عليه السلام كه : « از سوگند بپرهيزيد ، چرا كه آن كالا را كساد مىكند و بركت را مىبرد . » و در روايت بيست و سوم فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله كه : « با شتاب [ براى گرفتن جاى بساط ] به بازار نرويد و سوگند ياد نكنيد . » مىآيد : و در روايت هشتم از باب پنجم از باب‌هاى احياء موات فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه : « خداوند روز قيامت با سه گروه سخن نمىگويد . . . و مردى كه پس از عصر كالايش را بفروشد و به دروغ به خداوند سوگند ياد كند كه آن را به فلان مبلغ خريده است و مشترى او را تصديق كند و از او بخرد در حالى كه در برابر آن ، آن مبلغ را نپرداخته است . » و در روايات باب يكم از باب‌هاى كراهت سوگند ، مناسب با اين ، خواهد آمد . و در روايت يكم از باب پنجم از باب‌هاى نكاح محرّم فرموده معصوم عليه السلام كه : « من به شما دستور مىدهم كه سوگند راست و دروغ ياد نكنيد . » باب 26 كراهت هم‌پيمان شدن تاجران براى كاهش ندادن قيمت‌ها 422 - ( 1 ) ابو جعفر فزارى گويد : « امام صادق عليه السلام يكى از دوستدارانش - به نام مصادف - را فراخواند ، هزار دينار به وى داد و فرمود : براى مسافرت به مصر [ براى تجارت ] آماده شو ، كه نان‌خوران من زياد شده‌اند . مصادف كالايى آماده كرد و همراه تاجران به سوى مصر حركت كرد . نزديك مصر با قافله‌اى كه از آنجا بازمىگشت ، برخورد كردند و دربارهء وضعيت كالايشان در مصر سوال كردند . آنان گفتند : اين كالا اصلا در مصر يافت نمىشود . آنان نيز با يكديگر هم‌قسم شدند و پيمان بستند كه به كمتر از دوبرابر قيمت خريد ، كالايشان را نفروشند . آنها كالايشان را فروختند ، پول آن را گرفتند و به سوى مدينه حركت كردند . پس از رسيدن به مدينه ، مصادف همراه دو كيسه هزار دينارى نزد امام صادق عليه السلام رفت و گفت : فدايت شوم ! اين سرمايه و اين هم سود آن . امام عليه السلام فرمود : اين سود بسيار است ، با آن كالا چه كرديد ؟