السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

175

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

212 - ( 9 ) منصور بن حازم گويد : « از امام صادق عليه السلام سؤال كردم : شخصى از ديگرى گندم يا گاو يا گوسفند يا كالاى ديگرى طلبكار است . بدهكار نزد طلبكار مىآيد تا از وى چيزى خريدارى كند . امام فرمود : نسيه به او نفروشد ولى نقد هر چه مىخواهد به او بفروشد . » 213 - ( 10 ) معمر زيّات گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى نزد من مىآيد و به من مىگويد : چند دينار به من قرض بده تا با آن روغن زيتون بخرم و به تو بفروشم . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . » ارجاعات گذشت : در روايات باب سى و پنجم و باب پيشين به ويژه روايت سوم مناسب با اين بحث هست . باب 43 جواز فروش كالا به چند برابر قيمت 214 - ( 1 ) محمد بن اسحاق بن عمار گويد : « به امام كاظم عليه السلام گفتم : از شخصى مقدارى درهم طلبكارم . او به من مىگويد : به من مهلت بده و من به تو سود مىدهم . من جبّه‌اى كه هزار درهم براى من تمام شده به ده هزار درهم يا بيست هزار درهم به او مىفروشم و طلبم را به عقب مىاندازم . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . » 215 - ( 2 ) محمد بن اسحاق بن عمار گويد : « به امام كاظم عليه السلام گفتم : زنى به نام سلسبيل ، صد هزار درهم از من درخواست وام كرد ، بنابر اين‌كه ده هزار درهم به من سود بدهد . من نود هزار درهم به او وام دادم و لباس وشى را كه هزار درهم براى من تمام شده بود ، به ده هزار درهم به او فروختم . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . » و در حديث ديگرى آمده است كه امام عليه السلام فرمود : « اين كار اشكالى ندارد . يكصد هزار درهم به او بده و لباس را به ده هزار درهم به او به فروش و دو نوشتهء جداگانه عليه او بنويس . »