السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

159

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

174 - ( 4 ) حنان بن سدير گويد : « نزد امام صادق عليه السلام بودم كه جعفر بن حنان به امام عليه السلام گفت : دربارهء « عينه » چه مىگويى ؟ دربارهء شخصى كه با ديگرى معامله مىكند و به وى مىگويد : به ده - دوازده و ده - يازده به تو مىفروشم ؟ امام عليه السلام فرمود : اين باطل است بلكه بايد بگويد : در همهء درهم‌ها [ قيمت آن ] فلان مبلغ به تو سود مىدهم و بر آن مبلغ با وى معامله كند . اين اشكالى ندارد . جعفر گفت : با او بر سر معامله چانه مىزنم در حالى كه جنس نزد من موجود نيست ! امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد . » 175 - ( 5 ) علاء گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : شخصى مىخواهد كالايى را بفروشد . پس مىگويد : « آن را به ده - دوازده يا ده - يازده مىفروشم . امام عليه السلام فرمود : اشكال ندارد ، همانا اين چانه‌زنى پيش از معامله است . پس وقتى تصميم به معامله گرفت ، آن را به صورت يك جمله قرار مىدهد . » 176 - ( 6 ) در كتاب دعائم الاسلام روايت مىشود كه : « امام صادق عليه السلام اجازه فرمود مزد شستشوى كالا و كرايهء حمل و نقل و ديگر هزينه‌هاى كالا به بهاى آن افزوده و به صورت مرابحه معامله شود . » باب 40 جواز فروش مشترى مبيع را قبل از پرداخت ثمن آن 177 - ( 1 ) ابراهيم كرخى گويد : « به امام صادق عليه السلام گفتم : من خرماى فلان تعداد نخل را به فلان مبلغ درهم مىفروشم . خريدار ، پيش‌پرداخت پول آن به من و تحويل خرماى آن‌ها را با سود مىفروشد . امام عليه السلام فرمود : اين كار اشكال ندارد . مگر بهاى آن را براى تو به عهده نگرفته است ؟ گفتم : آرى ! امام عليه السلام فرمود : پس سود براى اوست ! » 178 - ( 2 ) خالد بن ربعى در بخشى از يك حديث بلند مىگويد : « . . . آن‌گاه امير مؤمنان عليه السلام براى گرفتن وام به سوى خانهء شخصى حركت كرد . در ميان راه با عرب بيابانگردى برخورد كرد . مرد عرب كه ماده‌شترى همراه داشت ، با ديدن على عليه السلام به وى گفت : اى على عليه السلام ! اين شتر را از من بخر ! على عليه السلام گفت : من پول ندارم ! مرد عرب گفت : من تا به دست آوردن آن به تو مهلت مىدهم ! امام عليه السلام پرسيد : اى مرد عرب ! آن را به چه قيمتى مىفروشى ؟ مرد عرب گفت : به يكصد درهم !